مهارت های زندگی به عنوان مجموعه ای از توانایی ها و قابلیت هایی تعریف می شود که به فرد کمک می کند تا به طور موثر با چالش های روزمره زندگی مواجه شود. این مهارت ها به طور خاص در دوران ابتدایی اهمیت ویژه ای دارند، چرا که پایه ای برای رشد شخصیت و اجتماعی شدن کودکان فراهم می کنند. آموزش
مهارت های زندگی در این دوره شامل مهارت های ارتباطی، مهارت های حل مسئله، مدیریت هیجان و تصمیم گیری می شود که هر یک نقش مهمی در تقویت ارتباطات اجتماعی و توسعه فردی دانش آموزان ایفا می کنند. پژوهش ها نشان داده اند که برنامه های آموزشی مناسب در این زمینه، نه تنها به بهبود عملکرد تحصیلی، بلکه به افزایش سلامت روانی و تعاملات اجتماعی مثبت کودکان نیز منجر می شود (محقق، ۱۳۹۸). روش های مختلفی برای آموزش این مهارت ها وجود دارد که شامل فعالیت های گروهی و مشارکتی، استفاده از بازی و شبیه سازی، و بهره گیری از فناوری های نوین می شود. این روش ها به کودکان کمک می کند تا به طور عملی، مهارت های آموخته شده را تمرین کنند و به کار گیرند. با این حال، موانع و چالش هایی نیز در مسیر آموزش این مهارت ها وجود دارد، از جمله کمبود منابع آموزشی و عدم آگاهی کافی معلمان و والدین. برای مواجهه با این چالش ها، سیاست گذاری های مناسب در حوزه آموزش و تربیت معلمان متخصص ضروری به نظر می رسد. افزون بر این، نقش والدین در تقویت
مهارت های زندگی فرزندانشان نباید نادیده گرفته شود، زیرا تجربه نشان داده است که حمایت و مشارکت آن ها می تواند اثرات مثبت قابل ملاحظه ای بر یادگیری کودکان داشته باشد (نویسنده، ۱۳۹۷). در نتیجه گیری، می توان بر اهمیت ادغام آموزش
مهارت های زندگی در برنامه های درسی مدارس تاکید کرد که با بهره گیری از رویکردهای تعاملی و فعال، به خلق محیط های یادگیری پویا و موثر کمک می کند. این تلاش ها نه تنها زمینه را برای توسعه پایدار شخصیت کودکان فراهم می کند، بلکه بستر مناسبی جهت پرورش نسل آینده ای مسئولیت پذیر و موفق می سازد.