اقدام پژوهی: چگونه توانستم اعتماد به نفس دانش آموزان کم توان- ناشنوا (دو معلولیتی ) را ارتقا داده و آنها را به کسب علم و دانش ترغیب نمایم ؟ abstract
در عالم کودکان استشنایی، کودکان
دو معلولیتی خود عالمی منحصر به فرد با ویژگیهای خاص خود را دارا هستند؛ بطوری که آنان را نمی توان بطور مشخص در یک طبقه کاملا مجزا با تعریفی ویژه قرار داد. چرا که آنان ممکن است ترکیبی از چند ویژگی را داشته باشند. مثلا نابینا و ناشنوا ناشنوا و عقب مانده نابینا و عقب مانده عقب مانده و فلج مغزی و ….. باشند. البته کودکان عقب مانده ذهنی شدید و عمیق معمولا بیش از یک نوع معلولیت را دارا هستند. لذا در رده کودکان
دو معلولیتی قرار می گیرند. ولی باید در نظر داشت که یک کودک
دو معلولیتی الزاما عقب مانده ی ذهنی نیست و مصداق بارز آن « هلن کلر» می باشد که خود جزو استثنائات و نوابغ می باشد. نکته مهم در این مقوله اینست که با توجه به متفاوت بودن گونه های کودکان
دو معلولیتی و پراکنش و وسعت نیازهای آموزشی آنها آموزش و پرورش این گروه از کودکان مجموعه ای از تخصصهای ویژه را طلب می کند؛ تا گوشه ای از نیازهای بی شمار این کودکان برآورده گردد.یکی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتی در کودکان و کودکان ضعف در
اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی (عزت نفس) است. بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات پرورش و تقویت احساس
اعتماد به نفس و مهارت های فردی و اجتماعی آنان نقش به سزایی ایفا میکند. از این رو با توجه به اهمیت عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی دانش آموزان در جهت تقویت و افزایش آن بر آن شدیم تا با استفاده از برخی از دروس آن به این مهم بپردازیم .در واقع در اقدام پژوهی حاضر با کودکان
دو معلولیتی کم توان- نابینا سرو کار داریم که قصدمان بر این است که تا حد ممکن مشکلات آنها را برطرف نماییم و
اعتماد به نفس را به آنها باز گردانیم.