این مقاله به بررسی دو نهاد منطقه ای مهم،
آسه آن و اتحاد عرب، و مقایسه تجارب آنها در زمینه
همگرایی و همکاری اقتصادی می پردازد. هر دو سازمان تاریخچه ای مشابه از نظر استعمار و کسب استقلال دارند، اما در روندهای درون منطقه ای و وضعیت کنونی، تفاوت های مشهودی را نشان می دهند.
آسه آن (اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا) با
وابستگی متقابل بالای اعضا و تلاش برای دستیابی به منافع مشترک، به عنوان یک الگوی موفق در همکاری های منطقه ای شناخته می شود. این نهاد از طریق ایجاد نهادهای تخصصی در حوزه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، و همچنین تقویت تجارت درون منطقه ای، به موفقیت های چشمگیری دست یافته است. برای مثال، حجم تجارت درون منطقه ای
آسه آن از ۳۸ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۱ به ۵۲۲ میلیارد دلار در سال ۹۱۰۲ افزایش یافته است. همچنین، تولید ناخالص داخلی این اتحادیه در سال ۹۱۰۲ به ۳.۲ تریلیون دلار رسید. در مقابل،
اتحادیه عرب با چالش های جدی مواجه است. وابستگی اندک میان اعضا و وجود رقابت های سیاسی، مانع از همکاری موثر و
همگرایی در این سازمان شده است. به عنوان مثال، مسئله فلسطین و تنش های داخلی میان کشورهای عربی، اولویت های متفاوتی را ایجاد کرده است که به ضعف در روابط اقتصادی و سیاسی منجر شده است. با وجود اجرای موافقت نامه های تجارت آزاد، میزان تجارت درون منطقه ای این اتحادیه هنوز نسبت به
آسه آن بسیار اندک باقی مانده است. روش پژوهش به صورت مقایسه ای و اسنادی می باشد. هدف این پژوهش بررسی و مقایسه تجارب دو نهاد منطقه ای مهم،
آسه آن و اتحاد عرب، در زمینه
همگرایی و همکاری اقتصادی است. به ویژه، این تحقیق بر شناسایی عواملی که موجب موفقیت
آسه آن در ایجاد
همگرایی اقتصادی و سیاسی نسبت به
اتحادیه عرب می گردد، تمرکز دارد. این مقاله همچنین به بررسی موانع و چالش های منطقه گرایی در
اتحادیه عرب می پردازد، از جمله وابستگی به بازار نفت و وجود موافقت نامه های تجاری دوجانبه که به عنوان مانع بر سر راه یکپارچگی عمل می کنند. در نهایت، این مطالعه به بررسی آینده
همگرایی در هر دو نهاد و فرصت های موجود برای تقویت همکاری های منطقه ای می پردازد و نتیجه گیری می کند که
آسه آن به عنوان یک مدل موفق در منطقه گرایی، می تواند الهام بخش اتحاد عرب در راستای تقویت
همگرایی و همکاری باشد.