سنخیت و مناسبات در مثنوی مولوی و آثار علامه حسن زاده آملی
Publish place: Islamic Knowledge and Insight، Vol: 2، Issue: 4
Publish Year: 1403
Type: Journal paper
Language: English
View: 37
This Paper With 15 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- I'm the author of the paper
Export:
Document National Code:
JR_IKI-2-4_014
Index date: 15 March 2025
سنخیت و مناسبات در مثنوی مولوی و آثار علامه حسن زاده آملی abstract
اصلی ترین و مهم ترین ارتباطی که در نظام هستی ساری است، چه در عناصرطبیعی و چه در روابط انسانی، برپایه اصل اساسی «سنخیت» استوار است. سنخیت و مناسبات، میل و رغبت موجودات به یکدیگر یا به اموری است که مقصود و محبوبشان باشد؛ یا برپایه ویژگی مشترکی است که بین آن ها موجود میباشد. اصل سنخیت در عرفان زیر مجموعه ای از مبحث پیچیده «وحدت وجود» است. این اصل در ذیل قاعده فلسفی الواحد نیز مطرح شده است. این مبحث درآثارعرفا و ادبای بسیاری بازتاب یافته؛ ولی در مثنوی مولانا به طور گسترده تر و عرفان محور جلوه گر شده است. از عرفای بزرگ معاصر علامه حسن زاده آملی نیز در آثار خود و به ویژه در دیوان اشعارشان به این امر پرداخته اند. ایشان این اصل را با مضامینی چون مناسبت ذاتی و ارتباط خاص تفسیرو تشریح کرده اند و معتقدند همه هستی از آن متاثراند. با بررسی در آثار و اشعار این دو عارف شاعر، رنگ و بوی سنخیت عرفانی به خوبی هویداست و نشان دهنده آن است که هر دو در بحث سنخیت ازعرفان اسلامی متاثر بوده اند. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی - تحلیلی به کشف مضامین مشترک عرفانی موجود بین اشعار وآثار این دو عارف در زمینه سنخیت بپردازد. اصلی ترین و مهم ترین ارتباطی که در نظام هستی ساری است، چه در عناصرطبیعی و چه در روابط انسانی، برپایه اصل اساسی «سنخیت» استوار است. سنخیت و مناسبات، میل و رغبت موجودات به یکدیگر یا به اموری است که مقصود و محبوبشان باشد؛ یا برپایه ویژگی مشترکی است که بین آن ها موجود میباشد. اصل سنخیت در عرفان زیر مجموعه ای از مبحث پیچیده «وحدت وجود» است. این اصل در ذیل قاعده فلسفی الواحد نیز مطرح شده است. این مبحث درآثارعرفا و ادبای بسیاری بازتاب یافته؛ ولی در مثنوی مولانا به طور گسترده تر و عرفان محور جلوه گر شده است. از عرفای بزرگ معاصر علامه حسن زاده آملی نیز در آثار خود و به ویژه در دیوان اشعارشان به این امر پرداخته اند. ایشان این اصل را با مضامینی چون مناسبت ذاتی و ارتباط خاص تفسیرو تشریح کرده اند و معتقدند همه هستی از آن متاثراند. با بررسی در آثار و اشعار این دو عارف شاعر، رنگ و بوی سنخیت عرفانی به خوبی هویداست و نشان دهنده آن است که هر دو در بحث سنخیت ازعرفان اسلامی متاثر بوده اند. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی - تحلیلی به کشف مضامین مشترک عرفانی موجود بین اشعار وآثار این دو عارف در زمینه سنخیت بپردازد.
سنخیت و مناسبات در مثنوی مولوی و آثار علامه حسن زاده آملی Keywords: