بررسی فقهی دیدگاه رشید رضا معتزلی مذهب مبنی بر مجمل بودن تعبیر «نفس واحده»
Publish place: Islamic Knowledge and Insight، Vol: 2، Issue: 4
Publish Year: 1403
Type: Journal paper
Language: English
View: 24
این Paper فقط به صورت چکیده توسط دبیرخانه ارسال شده است و فایل کامل قابل دریافت نیست. برای یافتن Papers دارای فایل کامل، از بخش [جستجوی مقالات فارسی] اقدام فرمایید.
نسخه کامل این Paper ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- Certificate
- I'm the author of the paper
Export:
Document National Code:
JR_IKI-2-4_009
Index date: 15 March 2025
بررسی فقهی دیدگاه رشید رضا معتزلی مذهب مبنی بر مجمل بودن تعبیر «نفس واحده» abstract
یافتن مصداق نفس واحده در آیه اول سوره نساء، موضوع بحث بسیاری از پژوهشگران و مفسران بوده و نتایج حاصل از آن، ضمن کتاب های تفسیری ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که بسیاری از مفسران شیعی و اهل سنت، ضمن قابل تفسیر بودن این تعبیر، حضرت آدم را مصداق آن معرفی کرده اند. در این میان، رشیدرضا «نفس واحده» را مجمل و غیر قابل تفسیر قلمداد نموده و معتقد است هیچ مبین قرآنی و روایی در تعیین کیستی و رفع اجمال از این واژه وجود ندارد؛ بنابراین باید اصناف مختلف جامعه را ذی حق دانست که بر اساس پیش فرض های خود، مصداق های متفاوتی را برای این تعبیر در نظر بگیرند. این پژوهش با استفاده از شیوه توصیف و تحلیل محتوا در صدد نقد دیدگاه رشیدرضا و نتایج حاصل از آن نگاشته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، علاوه بر وجود مبین های قرآنی و روایی، دیدگاه رشید رضا با برخی مسلمات نیز تعارض دارد. به علاوه تداوم ابهام آیات با اوصافی همچون بیان و موعظه بودن قرآن قابل جمع نیست. از طرف دیگر، پذیرش دیدگاه او جواز برداشت و قرائت های مختلف از لفظ مبهم و در نتیجه، جواز برداشت و امکان قرائت های مختلف از دین را به همراه دارد؛ زیرا هرگونه نظریه پردازی در باب کیفیت تفسیر کتاب وسنت، در کیفیت دین نیز اثرگذار است. از این رو نمی توان نفس واحده را غیر قابل تفسیر دانست. یافتن مصداق نفس واحده در آیه اول سوره نساء، موضوع بحث بسیاری از پژوهشگران و مفسران بوده و نتایج حاصل از آن، ضمن کتاب های تفسیری ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که بسیاری از مفسران شیعی و اهل سنت، ضمن قابل تفسیر بودن این تعبیر، حضرت آدم را مصداق آن معرفی کرده اند. در این میان، رشیدرضا «نفس واحده» را مجمل و غیر قابل تفسیر قلمداد نموده و معتقد است هیچ مبین قرآنی و روایی در تعیین کیستی و رفع اجمال از این واژه وجود ندارد؛ بنابراین باید اصناف مختلف جامعه را ذی حق دانست که بر اساس پیش فرض های خود، مصداق های متفاوتی را برای این تعبیر در نظر بگیرند. این پژوهش با استفاده از شیوه توصیف و تحلیل محتوا در صدد نقد دیدگاه رشیدرضا و نتایج حاصل از آن نگاشته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، علاوه بر وجود مبین های قرآنی و روایی، دیدگاه رشید رضا با برخی مسلمات نیز تعارض دارد. به علاوه تداوم ابهام آیات با اوصافی همچون بیان و موعظه بودن قرآن قابل جمع نیست. از طرف دیگر، پذیرش دیدگاه او جواز برداشت و قرائت های مختلف از لفظ مبهم و در نتیجه، جواز برداشت و امکان قرائت های مختلف از دین را به همراه دارد؛ زیرا هرگونه نظریه پردازی در باب کیفیت تفسیر کتاب وسنت، در کیفیت دین نیز اثرگذار است. از این رو نمی توان نفس واحده را غیر قابل تفسیر دانست.