منطق الطیر عطار به مثابه الگوی روایت دراماتیک مدرن: بررسی ساختار باز و حکایت محوری abstract
منطق الطیر
عطار همچون برخی دیگر از متون ادبی زبان فارسی مثل شاهنامه ی فردوسی و مثنوی مولوی از جمله آثاری است که بر جنبه های نمایشی آن تاکید فراوانی شده است. به نحوی که تاکنون آثار شاخصی نیز بر گرفته از این منظومه ی ادبی به اجرا درآمده است. شناخته ترین نمونه که واجد کیفیتی بین المللی می باشد نمایش پیتر بروک، کارگردان تئاتر فرانسوی، با عنوان « مجمع مرغان» است. علی رغم مقاالت متعددی که در باب کیفیت نمایشی این اثر به نگارش درآمده مقوله ی
الگوی روایت در این اثر چندان مورد توجه قرار نگرفته است. الگویی که صرف نظر از مضمون کلی اثر و شخصیت های دخیل در داستان، راهکارهایی در اختیار نمایشنامه نویس قرار می دهد که قابلیت خوانش بر مبنای رویکردهای متاخر روایت درام را دارا می باشند. بر این مبنا پژوهش حاضر در نظر دارد که با تحلیل ساختار روایت در
منطق الطیر عطار، فراتر از تاکید بر پتانسیل های نمایشی اثر، به الگویی عملی جهت خلق متون دراماتیک بر پایه ی اصول روایت شناسی ایرانی (حکایت محور) بپردازد. رویکرد نظری بحث برگرفته از آراء صاحب نظران این حوزه و البته شیوه و الگوی ریچارد شکنر در تحلیل روایت های نو خواهد بود. روش این تحقیق از نوع توصیفی و تحلیلی است. بر این اساس ضمن ارائه پیشینه ای از تحلیل ظرفیت های نمایشی
منطق الطیر از منظر صاحب نظران مختلف، به طور مشخصا به تبیین
فرم باز و شاخص های روایتی آن پرداخته خواهد شد. شواهد این تحقیق گویای این واقعیت هستند که بر خالف تصور متداول
منطق الطیر از یک الگوی روایی خطی تشکیل نشده است. این منطومه بنا به شاخص هایی نظیر ساختار عرضه داشت زمان، عدم وجود انتظام علی در روساخت روایت، بستار و پایان بندی و غیره واجد یک
فرم باز (ساختار باز) می باشد. شیوه ای که در آن الگوی پرداخت پیرنگ همراستا و مکمل اندیشه ی مستتر در متن حرکت می نماید. راهکار مذکور قابلیت پیگیری در سایر متون کهن زبان فارسی را دارا می باشد. از این رو می توان به عنوان یک الگوی نگارشی برآمده از ادبیات غنی این سرزمین در پرداخت و نقد متون نمایشی بهره برده و به جهان عرضه نمود.