هدف این تحقیق، تدوین مدل استراتژیهای تغییر
ترجیح برند بر پایه تغییر نیاز مصرف کننده است که از عوامل تعیین کننده در شکل گیری ترجیحات مصرف کنندگان به حساب می آیند. بررسی تغییرات در نیازهای مشتریان و تاثیر آن بر
ترجیح برند اهمیت ویژه ای دارد. این تحقیق با استفاده از روش کیفی و نظریه داده بنیاد انجام شده است تا ابعاد گردآوری داده ها شامل مصاحبه های عمیق با ۱۶ نفر از متخصصان برند در عرصه های مختلف اکادمیک بوده و داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA نخستین ۲۰۲۴، کدگذاری و تحلیل شدند که به ۱۸۹ کدگذاری باز و ۹ کدگذاری انتخابی منجر شد. نتایج تحقیق نشان داد موارد زیر نقش اساسی در تغییر
ترجیح برند را ایفا می کنند: ۱- توجه به ظهور نیازهای جدید مصرف کننده و تلاش برای پاسخگویی از طریق انواع بازخوردها ۲- ادغام تنوع گرایی و کارکرد گرایی به منظور پاسخ دهی به نیازهای مرکب مصرف کننده ها ۳- نیاز روزافزون مصرف کننده به استفاده از تکنولوژی های به روز و تورق بیش از پیش برای بهره گیری از آن ها ۴- طراحی و ایجاد نیاز جدید در مصرف کننده برای یک محصول جدید ۵- هوشمندسازی برند از طریق انواع با روندهای نوظهور و نیازهای متغیر مصرف کنندگان ۶- تمرکز بر ایجاد تغییرات در محصول با در نظرگیری نیاز های مصرف کنندگان ۷- توجه به بستر و
توان برند با در نظرگیری نوآوری و نیاز های مصرف کنندگان ۸- تمرکز بر اویژندی نیاز های حیاتی مصرف کننده در طراحی محصول ۹- افزایش عملکردی سازمان در راستای قلق ارزش های ویژه با در نظرگیری نیاز های مصرف کنندگان. در نهایت، این تحقیق مدلی ارائه می دهد که نشان دهنده ارتباط بین تغییر نیازهای مصرف کنندگان و
ترجیح برند است و می تواند به برندها در طراحی استراتژی های موثر به منظور انطباق با نیازهای مصرف کنندگان کمک کند.