نظام های آموزشی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه جوامع، نقش کلیدی در تربیت نیروی انسانی و ارتقای سطح علمی و فرهنگی کشورها ایفا می کنند. این پژوهش با هدف
تحلیل تطبیقی نظام های آموزشی
ایران و
کشورهای توسعه یافته (مانند فنلاند، ژاپن، و سنگاپور) انجام شده است تا تفاوت ها، شباهت ها و نقاط قوت و ضعف این نظام ها شناسایی شود. مطالعه حاضر از رویکرد کیفی و روش
تحلیل تطبیقی بردی (Bereday’s Comparative Method) بهره گرفته و چهار مولفه اصلی شامل ساختار آموزشی، برنامه درسی، روش های تدریس، و
ارزیابی عملکرد را مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می دهد که نظام آموزشی
ایران با چالش هایی نظیر تمرکزگرایی بیش ازحد، تاکید بر محفوظات، و کمبود انعطاف پذیری در
برنامه درسی مواجه است، در حالی که
کشورهای توسعه یافته با تمرکز بر آموزش مهارت محور، یادگیری فعال، و استفاده گسترده از فناوری، موفقیت بیشتری در آماده سازی دانش آموزان برای نیازهای قرن بیست ویکم کسب کرده اند. به عنوان مثال، فنلاند با رویکرد غیررقابتی و توجه به خلاقیت، ژاپن با تاکید بر نظم و کار گروهی، و سنگاپور با سیستم ارزیابی پیشرفته و آموزش معلمان، الگوهایی موفق ارائه داده اند. با این حال، نظام آموزشی
ایران از نقاط قوتی مانند پوشش گسترده آموزشی و دسترسی به تحصیلات ابتدایی در مناطق مختلف برخوردار است که می تواند با اصلاحات ساختاری تقویت شود. این پژوهش پیشنهاد می کند که
ایران با الگوبرداری از نقاط قوت کشورهای توسعه یافته، مانند کاهش تمرکزگرایی، تقویت آموزش مهارت های زندگی، و بهبود زیرساخت های فناوری، به سمت نظام آموزشی کارآمدتر و متناسب با نیازهای جهانی حرکت کند. این
تحلیل تطبیقی نه تنها درک بهتری از وضعیت کنونی آموزش در
ایران فراهم می کند، بلکه راهکارهایی عملی برای سیاست گذاران آموزشی ارائه می دهد تا شکاف موجود با کشورهای پیشرفته کاهش یابد.