هوش مصنوعی پتانسیل چشمگیری برای بهبود
حکمرانی و سیاست گذاری دارد. از جمله مزایای آن می توان به ارتقای پاسخگویی، کاهش دیوانسالاری، تسریع توسعه اقتصادی، بهبود کیفیت خدمات، افزایش شفافیت، عدالت و مشارکت اشاره کرد. با این حال، معایبی چون تهدید حقوق شهروندی، سوگیری الگوریتمی، پیچیدگی
فناوری و نیاز به تامین منابع مالی و نیروی انسانی متخصص، چالش هایی در مسیر استفاده از این
فناوری ایجاد می کنند. تحول دولت ها از دیوان سالاری به دولت هوشمند، با تاکید بر
فناوری های نوظهور، مفهوم
حکمرانی هوشمند را مطرح کرده است. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر و نقش
هوش مصنوعی بر
حکمرانی و سیاست گذاری و شناسایی معایب و مزایای آن است. در این پژوهش، از رویکرد پنج مرحله ای مرور سیستماتیک شامل شناسایی مطالعات، انتخاب مطالعات، ارزیابی ارتباط و کیفیت مطالعات، استخراج داده ها و تحلیل داده ها استفاده شده است. موفقیت در بهره گیری از
هوش مصنوعی به افراد، فرایندها و ایجاد اعتماد عمومی وابسته است. سه جریان کاری اصلی برای موفقیت اجرایی
حکمرانی هوشمند شامل ایجاد پرونده های کسب و کار، طراحی قابلیت های عملیاتی و ایجاد زیرساخت داده ضروری هستند. پروژه های کوچک و مقیاس پذیر، آموزش نیروی انسانی، همکاری با دانشگاه ها و بخش خصوصی برای ایجاد پلتفرم های داده قوی از الزامات این مسیر هستند.
هوش مصنوعی می تواند به دولت ها کمک کند تا با رویکردی جامع، از تفکیک داده های موضوعی عبور کرده و سیاست های موثرتری تدوین کنند. همچنین دولت ها با استفاده مسئولانه از این فناوری، می توانند فرصت بهبود زندگی شهروندان و تقویت
حکمرانی را ایجاد کنند.