فردوسی و راز جوانی ذهن پیوند حکمت کهن با علم عصب شناسی نوین
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 22
This Paper With 13 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AZTCONF06_026
تاریخ نمایه سازی: 20 بهمن 1404
Abstract:
این پژوهش به بررسی تطبیقی اندیشه فردوسی درباره پیوند دانایی، جوانی و پویایی ذهن با یافته های نوین عصب شناسی اختصاص دارد. هدف اصلی مقاله آن است که نشان دهد چگونه مفاهیم بنیادینی چون «خرد»، «دانایی» و «برنایی دل» در شاهنامه با اصول علمی مرتبط با انعطاف پذیری عصبی، یادگیری مادام العمر و سلامت شناختی در همخوانی کامل قرار دارند. در بخش نخست مفهوم دانایی در جهان بینی فردوسی و نقش آن در حفظ نیرو و جوانی روانی انسان تبیین شده است. یافته ها نشان می دهد که فردوسی دانایی را نه فقط ابزاری برای درک جهان بلکه سرچشمه تداوم زندگی و نوزایی انسانی می داند. در ادامه با بهره گیری از جدیدترین نظریه های عصب شناسی شناختی نشان داده می شود که یادگیری مستمر، انگیزش درونی و فعالیت ذهنی مداوم منجر به تقویت اتصالات نورونی و افزایش عملکرد مغز می شود؛ پدیده ای که با تعبیر فردوسی از «جوانی دل» و تجدید روح در مسیر خردورزی مطابقت دارد. همچون از نظر ساختاری مقاله ضمن تحلیل گزاره های کلیدی فردوسی درباره خرد به مقایسه آن با مفاهیم علمی حافظه کاری، آگاهی، یادگیری درونزاد و حافظه معنایی پرداخته و نشان داده است که سازوکار ذهنی که فردوسی در توصیف آن سخن می گوید همان سازوکاری است که امروزه علوم اعصاب در قالب مکانیسم های یادگیری و بازآفرینی نورونی تبیین می کند. افزون بر این، در دیدگاه فردوسی خرد پیوندی ناگسستنی با اخلاق دارد؛ دانایی زمانی مایه رهایی و نیروی سازنده است که در خدمت نیکی، راستی و درک مسئولیت انسانی قرار گیرد. یافته های روانشناسی مثبت گرا نیز نشان داده اند که رفتارهای اخلاقی و احساس رضایت از کمک به دیگران با فعال سازی بخش های پاداش مغز باعث کاهش استرس و افزایش سلامت شناختی می شوند. تحلیل تطبیقی مقاله بر این نکته تاکید می کند که میان خرد فردوسی و نظریه انعطاف پذیری عصبی ارتباطی مفهومی برقرار است؛ در هر دو دیدگاه راز جوان ماندن ذهن در پویایی و تداوم تجربه نهفته است، نه در جوانی جسم. افزون بر این، بعد اخلاقی خرد در اندیشه فردوسی نیز با نظریات علمی جدید درباره نقش هیجانات مثبت و رفتارهای نوع دوستانه در پایداری سلامت روان هم جهت است. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که ادبیات حماسی فردوسی حامل بصیرتی است که می تواند مبنایی فرهنگی برای رویکردهای معاصر در آموزش، روانشناسی و علوم اعصاب فراهم سازد. جوانی ذهن در نگاه او حالتی از جست وجوی بی وقفه، تداوم یادگیری و پایبندی به نیکی است؛ حقیقتی که امروز علم نیز به آن گواهی می دهد. تلفیق بینش فرهنگی شاهنامه با دانش مدرن مغزشناسی راهی برای درک عمیق تر از ماهیت ذهن و چگونگی حفظ پویایی آن در گذر زمان پیش رو می گذارد. در این چشم انداز جوانی ذهن همان بیداری و توان بازآفرینی خویشتن است؛ جوهری که فردوسی از آن به عشق و دانایی تعبیر می کند و علم امروز آن را در زبان نورون ها و سیناپس ها توضیح می دهد. چنین همنشینی میان عرفان و علم، میان شعر و داده می تواند الگویی نو برای گفت وگوی میان فرهنگ و دانش در جهان معاصر فراهم آورد و نشان دهد که میراث فکری ایرانی در لایه های عمیق خود واجد نوعی خرد فرامکانی است که هنوز می تواند راهنمای سلامت روان و نشاط ذهنی بشر امروز باشد.
Keywords:
فردوسی , خرد , دانایی , جوانی ذهن , انعطاف پذیری عصبی , یادگیری مادام العمر , پویایی شناختی , سلامت روان
Authors
محسن توده رنجبر
دکتری پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه تهران