ابعاد نظریه های ادبی در شعر ایرانی و بازتاب آن در شعر معاصر ایران

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 43

This Paper With 10 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

PLCCONF15_025

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

Abstract:

این مقاله به بررسی ابعاد نظریه های ادبی در شعر ایرانی و بازتاب آن در شعر معاصر ایران می پردازد. با عبور از خوانده ای مرسوم ساختارگرایی و پسامدرنیستی بر پایه نظریه همنوایی میان رسانه ای و «الگوی نشانه شناسی بوم محور» استوار است که تعامل شعر با هنرهای تجسمی، موسیقی و فضای زیست بوم ایرانی را در سپهر معاصر تحلیل می کند. نشان می دهد که شعر معاصر ایران در تقاطع رسانه ها و در گفت وگوی پیچیده با زیست جهان ایرانی، الگوهای نظری نوینی آفریده که نیازمند چارچوب های تحلیلی بومی است. در حالی که بیشتر پژوهش های موجود متکی بر تطبیق و انطباق الگوهای نظری غربی بر شعر فارسی بوده اند، این پژوهش مسیر متفاوتی را طی می کند و بر «نظریه پردازی از درون متن شعر ایرانی» تاکید دارد. هدف اصلی، کشف و صورت بندی الگوهای نظری ذاتی و بومی ای است که شعر فارسی در طول تاریخ و به ویژه در دوره معاصر تولید کرده است. با ارائه دو چارچوب نظری نوین پیش می رود: نخست نظریه همنوایی میان رسانه ای که تعامل پویا و خلاقانه شعر معاصر ایران با دیگر رسانه ها از جمله سینما، نقاشی، موسیقی و هنرهای دیجیتال را تحلیل می کند و نشان می دهد که شعر معاصر در جدایی از این رسانه ها نبوده، بلکه در گفت وگوی مداوم با آن ها تکامل یافته است؛ دوم «الگوی نشانه شناسی بوم محور» که نظام نشانه های شعری را در تعامل با زیست بوم فیزیکی و فرهنگی ایرانی می خواند و نشانه های طبیعی، شهری و انسانی را به عنوان سوژه های فعال نشانه پرداز بررسی می کند. در اینجا ابتدا ریشه های نظریه پردازی بومی را در شعر کلاسیک ایرانی، به ویژه در «نظریه ساحت های تودرتوی معنایی» در شعر عرفانی و «هندسه نشانه ای» در شعر سبک هندی ردیابی می کند. سپس به بازتاب این الگوها در شعر معاصر می پردازد و در ادامه، با مطالعه موردی شاعرانی چون فروغ فرخزاد و سپهر بابایی، مصداق های عینی نظریه همنوایی میان رسانه ای را تحلیل می کند. یافته اصلی مقاله نشان می دهد که شعر معاصر ایران نه تنها مصرف کننده نظریه های ادبی غربی نبوده، بلکه به دلیل تعامل ویژه با تحولات هنری رسانه ای و زیست جهان ایرانی، الگوهای نظری نوینی آفریده که نیازمند چارچوب های تحلیلی بومی و زمینه محور است. در نهایت بر ضرورت حرکت از مرحله تطبیق نظریه های غربی به مرحله آفرینش نظریه های برآمده از متن شعر فارسی تاکید کرده و پیامدهای این تحول نظری را برای نقد ادبی معاصر ایران بررسی می کند. این مقاله با ارائه چارچوب های تحلیلی بدیع و مطالعه موردی های نو می کوشد گفتمانی تازه در نقد شعر معاصر ایران ایجاد کند و از بازتولید خوانش های متداول و شباهت های پژوهشی پیشین پرهیز نماید.

Keywords:

نظریه های ادبی , شعر معاصر ایران , همنوایی میان رسانه ای , نشانه شناسی بوم محور , هندسه سبک هندی

Authors

زینب شاهسون طغان

دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین