تاثیر فقر و نابرابری اجتماعی بر بزهکاری نوجوانان: تحلیل میدانی و نظری
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 90
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IICMOCONF16_106
تاریخ نمایه سازی: 16 اردیبهشت 1405
Abstract:
بزهکاری نوجوانان به عنوان یکی از چالش های مهم اجتماعی جوامع معاصر، پدیده ای چندبعدی است که ریشه های آن را نمی توان صرفا در ویژگی های فردی یا آسیب های شخصیتی جست وجو کرد. این پدیده بیش از هر چیز، بازتابی از نارسایی های ساختاری در حوزه های اقتصادی و اجتماعی و نتیجه نابرابری در توزیع منابع، فرصت ها و منزلت های اجتماعی است. مقاله حاضر با هدف تحلیل میدانی و نظری تاثیر فقر و نابرابری اجتماعی بر بزهکاری نوجوانان تدوین شده و می کوشد با رویکردی جامعه شناختی، سازوکارهای موثر بر شکل گیری و گسترش رفتارهای بزهکارانه در میان نوجوانان را تبیین کند. در این پژوهش، ابتدا مفاهیم پایه شامل فقر، نابرابری اجتماعی و بزهکاری نوجوانان مورد واکاوی قرار گرفته و سپس با بهره گیری از چارچوب های نظری فشار ساختاری، محرومیت نسبی، بی سازمانی اجتماعی و پیوند اجتماعی، رابطه میان شرایط ساختاری جامعه و گرایش نوجوانان به بزهکاری تحلیل شده است. یافته های نظری نشان می دهد که فقر و نابرابری، از طریق محدودسازی فرصت های تحصیلی و اجتماعی، ایجاد فشار روانی، تضعیف پیوندهای نهادی و کاهش کنترل اجتماعی غیررسمی، زمینه بروز رفتارهای بزهکارانه را فراهم می سازند. در این میان، احساس محرومیت نسبی به عنوان حلقه واسط میان نابرابری ساختاری و کنش های بزهکارانه، نقشی محوری ایفا می کند. تحلیل شواهد تجربی داخلی و خارجی حاکی از آن است که فقر خانوادگی، فقر محله ای، ترک تحصیل، ضعف نظارت خانوادگی و تمرکز نابرابری فضایی، از مهم ترین عوامل مرتبط با بزهکاری نوجوانان هستند. این عوامل به صورت منفرد عمل نمی کنند، بلکه در تعامل با یکدیگر چرخه ای از محرومیت و طرد اجتماعی ایجاد می کنند که نوجوانان ساکن طبقات و مناطق کم برخوردار را بیش از دیگران در معرض رفتارهای بزهکارانه قرار می دهد. نتایج پژوهش همچنین نشان می دهد که بزهکاری نوجوانان، علاوه بر پیامدهای فوری اجتماعی، آثار بلندمدت و بین نسلی داشته و می تواند به بازتولید فقر و نابرابری در نسل های بعدی منجر شود. در مجموع، مقاله حاضر بر این نکته تاکید دارد که مقابله موثر با بزهکاری نوجوانان، مستلزم عبور از رویکردهای صرفا انتظامی و توجه جدی به ریشه های ساختاری فقر و نابرابری اجتماعی است. اتخاذ سیاست های اجتماعی مبتنی بر کاهش نابرابری، تقویت عدالت اجتماعی و افزایش فرصت های برابر، می تواند بستر لازم برای پیشگیری پایدار از بزهکاری نوجوانان را فراهم سازد.
Authors
محمدامین ظفری
کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی