بازخوانی پدیدارشناسانه تداوم حس مکان در بافت تاریخی کرمانشاه؛ تبیین همنشینی آراء کریستین نوربرگ شولتز و دیوید سیمن
Publish place: Second International Conference on Civil, Architecture, Development and Reconstruction of Urban Infrastructure
Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 95
This Paper With 8 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICDU02_194
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
Abstract:
بافت تاریخی شهر کرمانشاه به عنوان مانیفستی از تعامل انسان و محیط در دهه های اخیر تحت تاثیر مداخلات تک بعدی و کالبدگرایانه با خطر گسست معنایی و زوال هویت روبرو شده است. مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین چگونگی تداوم «حس مکان» در این بافت فراتر از حفاظت صرفا فیزیکی بناهاست. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد پدیدارشناسی تفسیری می کوشد تا قرائتی نوین از هویت بافت قدیم کرمانشاه شامل راسته، بازار، گذرهای محلی و تکایای تاریخی ارائه دهد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه تلفیق دو دیدگاه مکمل بنا شده است نخست نظریه «روح مکان» کریستین نوربرگ شولتز که بر کیفیت های کالبدی و ایستای فضا مانند محصوریت و نور تمرکز دارد؛ و دوم نظریه «رقص مکان» دیوید سیمن که بر پویایی حرکات روزمره و رویدادهای جمعی تاکید می ورزد. گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی پدیدارشناسانه صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تداوم حس مکان در کرمانشاه، محصول دیالکتیک (گفتمان) میان کالبد و رفتار است؛ بدین معنا که ساختار کالبدی بازار و محلات بعد شولتزی بستر لازم را برای شکل گیری آیین های مذهبی و تعاملات اجتماعی (بعد سیمنی) فراهم آورده و متقابلا این رویدادها به کالبد بی جان معنا بخشیده اند. نتیجه گیری بیانگر آن است که هرگونه طرح احیاء در بافت تاریخی کرمانشاه بدون در نظر گرفتن این پیوستگی رفتاری-کالبدی محکوم به شکست بوده و منجر به خلق فضاهایی موزه ای و فاقد روح خواهد شد.
Keywords:
Authors
ابراهیم نظری
مدرس مدعو؛ گروه مهندسی معماری دانشگاه ملی مهارت کرمانشاه ایران
علی رضا یاری شورابه
دانشجوی کارشناسی مهندسی حرفه ای معماری دانشکده ملی مهارت کرمانشاه مرکز شماره ۲