بررسی جایگاه طرح واره نقص/شرم به عنوان هسته مرکزی پریشانی روان شناختی در زنان

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 61

This Paper With 15 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

CPCFMM01_289

تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405

Abstract:

پریشانی روان شناختی ازجمله شاخص های بنیادین سنجش سلامت روان به شمار می رود و در جمعیت زنان، خاصه درزمینه روابط نزدیک و زناشویی، از شیوع و شدت بیشتری برخوردار است. در سال های اخیر، پژوهش های انجام شده در چارچوب رویکردهای شناختی، بر نقش تعیین کننده طرح واره های ناسازگار اولیه در آسیب پذیری روانی تاکید ورزیده اند. بااین وجود، اغلب این مطالعات به بررسی هم زمان چندین طرح واره پرداخته و کمتر کوشیده اند تا یک سازه شناختی مشخص را در جایگاه عامل محوری معرفی کنند. در این میان، طرح واره نقص/شرم که با باورهای عمیق درباره بی ارزشی خویشتن و عدم شایستگی برای محبت تعریف می شود، می تواند به عنوان هسته مرکزی برای تبیین پریشانی روان شناختی زنان در نظر گرفته شود. مطالعه حاضر باهدف مرور نظام مند پژوهش های موجود پیرامون جایگاه طرح واره نقص/شرم در پریشانی روان شناختی زنان و شناسایی الگوهای اصلی یافته ها در این حوزه طراحی شد. به همین منظور، جستجوی نظام یافته ای در بانک های اطلاعاتی داخلی و بین المللی صورت پذیرفت و بر پایه معیارهای ورود و خروج از پیش تعیین شده، ۱۸ پژوهش واجد شرایط برای سنتز نهایی گزینش گردید. با توجه به ناهمگونی پژوهش ها ازلحاظ نوع طرح و ابزارهای اندازه گیری، تحلیل داده ها با استفاده از روش سنتز روایتی انجام شد. بررسی یافته ها حاکی از آن است که در بخش عمده ای از مطالعات، طرح واره نقص/شرم با افزایش سطح پریشانی روان شناختی در زنان، شامل نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس، همراهی معنادار داشته است. همچنین شواهد نشان می دهد که این طرح واره در بستر روابط صمیمی و زناشویی با بروز تعارضات بیشتر، کاهش کیفیت رابطه و تشدید تنش های هیجانی پیوند خورده و در برخی زمینه ها می تواند همراه با آسیب پذیری افزون تر در برابر روابط آزاردهنده ظاهر شود. درمجموع، برآیند این مرور نظام مند تایید می کند که طرح واره نقص/شرم شایسته است به مثابه هسته مرکزی پریشانی روان شناختی زنان در نظر گرفته شود، به ویژه آنگاه که تعامل آن با زمینه های بین فردی نیز مدنظر قرار گیرد. توجه به این طرح واره در تدوین مداخلات پیشگیرانه و معناگرا در قلمرو مشاوره روان شناختی زنان می تواند ثمربخش باشد.

Authors

زهرا آوخ

استاد مدعو، روانشناسی بالینی، موسسه آموزش عالی کار، قزوین، الوند، ایران

بیتا شیرخانلو

دانشجوی کارشناسی روانشناسی، موسسه آموزش عالی کار، قزوین، الوند، ایران