با رشد و توسعه شهرنشینی و سرعت روزافزون آن، همراه با آهنگ صعودی مهاجرت از روستاها به شهرها؛ برخی شهرها و کلانشهرها با رشد بی سابقه ای مواجه شدند و در طی مدت زمان کوتاهی چهره آنها دگرگون گشت و این فرآیند باعث شد که بسیاری از ویژگی های مثبت موجود در شهرهای ایرانی که تا پیش از آن کم و بیش مشاهده می شد؛ مورد اغماض قرار گیرد و در پی آن
منظر شهری دچار از هم گسیختگی بصیری شده و شهر دیگر شکل مجموعه ای هماهنگ و یکپارچه نداشت. وقتی صحبت از شهر می کنیم، باید توجه داشته باشیم که شهر محصول مدنیت است. یعنی اول مدنیت تحقق پیدا می کند و میزان رشد مدنیت در صورت کالبدی شهر منعکس می شود. مدنیت یک کیفیت زیست است. کیفیت زیست بشر اصولا شاخه های مختلفی دارد که یک شاخه آن؛ صورت مدنی است، که اتفاقا پیچیده ترین صورت زیست بشر است. پس شهر؛ مظهر مدنیت است و مدنیت هم مظهر فرهنگ بعنوان تجربه ی تاریخی زیست در یک سرزمین است. اگر بپذیریم که معماری تنها معلمی است که انسان از درسهای آن گریزی ندارد؛ می بایست نگران درسهای باطل این استاد خاموش باشیم. نگاهی به بافت سنتی هر شهر از طرفی و شهرهای معاصر برخی کشورهای خارجی از طرف دیگر این نکته را روش می سازد که می توان همراه با توسعه منظر منسجم و خاطر انگیز شهری نیز داشته باشیم. دراین مقاله با نگاهی جستجوگر به شهرهای خارجی در پی استخراج عوامل کیفیت
منظر شهری و نگرش سایر معماران و شهرسازان به مقوله
نما هستیم و در دو محله یکی در انگلستان و دیگری در ایرلند بعنوان نمونه موردی این عوامل را به صورت دقیق تر بیان می نماییم.