دو مفهوم مدیریتی
برنامه ریزی استراتژیک و
مطالعات آینده که در ظاهر مستقل از هم می باشند، از طریق برنامه های کاربردی خاص هم درعمل و هم در ادبیاتشان همگرا می شوند. اگرچه این مفاهیم، یکدیگر را تقویت می کنند ولی با اینحال هنوز در محافل دانشگاهی، تا حد زیادیمستقل از هم بوده و با آنها بطور مجزا رفتار می شود. هدف اصلی این مقاله، تایید و معرفی اشتراکات متدولوژیکی و تکمیلی برنامه ریزیاستراتژیک و
مطالعات آینده پژوهی است.
مطالعات آینده به استراتژیست ها امکان استفاده از مدل های برنامه ریزی را به صورت موثرتری از طریق آشکار سازی مسائل اساسی از قبیل: تغییرات بالقوه و قریب الوقوع در اقتصاد، صنعت و ساختارهای بازار، محرک های رقابت، تکنولوژی و تعادل بین عرضه و تقاضا و ... را فراهم می کند. به طور همزمان، مدل برنامه ریزی استراتژیک، ساختاری را برای یکپارچه سازی و سازماندهی بسیاری ازروش ها و تکنیک هایی که توسط پیشروها به کار می رود فراهم می آورد. بنابراین،
مطالعات آینده و
برنامه ریزی استراتژیک تا حد زیادی مکملهم می باشند.
تحقیقات آینده پژوهی از تکنیک هایی برای اعمال علوم فیزیکی و اجتماعی و توسعه آنها در حل مسائل مربوط به
برنامه ریزی استراتژیک بهره می گیرند. در صنعت، چنین مسائلی شامل تغییرات آینده نگر در محیط خارجی شرکت (اقتصاد، بازار و صنعت)، تاثیرات تکنولوژی های نوظهور بر نیازمندی های قابلیتی آتی شرکت، تغییر استانداردهای موفقیت(اهداف)، انجام انتخاب های سخت از بین استراتژی های جایگزین به منظور تحقق اهداف، انتخاب مسیرهایی برای تحقق اهداف استراتژیک و نظارت بر محیط های خارجی می باشند. بنابراین هدف دیگر این مقاله تبیین این موضوع است که
تحقیقات آینده پژوهی بر گستره ای از مسائل تمرکز دارند که معانی استراتژیکی و حیاتی دارند و در کاربردهای عملی باید بیشتر به آنها توجه شود