با وقوع انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم زمینه دخالت بیشتر انسان در طبیعت جهت با لابردن کیفیت زندگی انسان میسر گشت.این روند به شناخت گسترده در زمینه های کاربردی،اجتماعی و فرهنگی زندگی انسان منتهی شد .در این میان برا ی پاسخ گویی به نیازهای شخصی وزیاده خواهی افراد،نوعی از معمار ی و شهرساز ی دردستور کار قرار گرفت که تکثیر ساختمان های بر اساس تکنولوژی کارخانه ای بدون در نظر گرفتن این نکته که انسان علاوه بر نیازهای جسمانی دارای یک بعد معنوی است و این کار باعث از بین رفتن متاثر از شرا یط اقلیمی،فرهنگی و اجتماعی در میان شهرها و ساختمانها ی خواهد شدگسترش پیدا کرد.که باعث ایجاد نوعی از انفصال در روند رو به رشد معماری،کیفیت فضای ساختمانها،بی هویتی شهرها و آسیب دیدن منابع طبیعی بوم های مختلف گشت.منطقه گرایی،دیدگاهی تحلیلی انتقادی است که بر حفظ ویژگی ها وخصوصیات خاص مکان تاکید داشته و نوعی فلسفه ی ارجاعی در برقراری هماهنگی میان مردم، دست ساخته های آنها و طبیعت به شمار می رود.در منطقه گرایی معمار تلاش می کند تا خود را با ویژگی هایی که لزوما برگرفته از محیط مستقیم پروژه نیست ولی تابعی از ویژگیهای منطقه ای یا ملی استخراج شده آن است منطبق کند .منطقه گرا یی،طیف وسیعی از گرایش ها را شامل می شود و در هسته اصلی خود به فرهنگ ها ی بومی، اقلیم منطقه و تکنولوژی زمانه احترام می گذارد.واین پژوهش به دنبال شناخت پتانسیل های معماری بومی،به کارگیری اصول آنها در جهت رسیدن به معماری پایدار (منطقه گرا) می باشد.روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای واستفاده از سا یتها و... می باشد.نتایج بیانگر آن است که هدف منطقه گرایی،ایجاد تنوع در عین سود بردن از مزایای جهانی است به تعبیر دیگر توجه همزمان به زندگی مشترک بین المللی و ویژگی های خاص محل است.