از آن جائیکه یکی از مهمترین خصوصیات یک اثر معماری، ویژگیها و جاذبههای معنوی آن میباشد، تحقیق و پژوهش در موردعواملی که سبب ایجاد چنین کیفیاتی در بنا میشود همواره در کنار بررسی ویژگیهای کالبدی و کمیتی آن، از جایگاه ویژهایبرخوردار بوده است. کیفیاتی که در صورت عدم وجود آنها، فقط کالبد ساختمان نمود پیدا میکند و نمیتوان به آن اثر هنری اطلاق کرد.از این جهت مقاله ذیل بر آن است تا به تبیین نقش نور به عنوان یکی از مباحث درخور اهمیت، در
معماری ایران و غرب بپردازد. با توجه به گستردگی بحث، این پژوهش به تطبیق و مقایسه
کاربرد نور در
فضاهای مذهبی غرب و ایران محدود میشود. در این راستا روند تحقیق، شامل تعریف کلی نور و کاربرد آن در معماری، بررسی و جایگاه نور در
معماری اماکن مذهبی در غرب، بررسی و جایگاه نور در
معماری اماکن مذهبی در ایران، مقایسه و تطبیق
کاربرد نور در اماکن مذهبی ایران و غرب با نمونه موردی کلیسا و مسجد میباشد. تا به این مسأله پرداخته شود آیا نور به عنوان نماد و تجلیگاه الهی توانسته همانگونه که جایگاه معنوی خود را درمساجد ایران تثبیت کرده در کلیساهای غرب نیز به عنوان عاملی جدایی ناپذیر مورد توجه قرار گیرد؟ و اینکه جایگاه و
کاربرد نور به عنوان یک عامل با خصوصیات فیزیکی و روانشناختی از دیدگاه معماران غرب در مقایسه با شرق چگونه است؟ در این مقاله نوشتار توصیفی تحلیلی است، که به بررسی و مقایسه نمونههای موردی انتخاب شده در یک دورهی زمانی ازفضاهای مذهبی در غرب و ایران میپردازد. هدف از این مقاله تطبیق، مقایسه و تحلیل نور در
فضاهای مذهبی غرب و ایران است. که روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش به صورت کتابخانهای میباشد تا از این طریق مواردی مانند: سلسله مراتب ورود نور، نور و سایه، کنتراست نور، نور و رنگ و ... در اماکن مذهبی بررسی شود. در این راستا به بررسی و تحلیل دو نمونه از مساجد دوران صفوی در اصفهان و دو کلیسا از دوران باروک پرداخته میشود.