بررسی تابع تقاضای مصرف برق در ایران با کاربرد در بهره برداری از مخازن برقابی abstract
یکی از مسایل مهم در توسعه مدلهای بهینه سازی بهره برداری از مخازن احتساب مستقیم شاخصهای اقتصادی و ارزش آب در تدوین سیاستهای بهره برداری است. در این راستا و در این مقاله حداکثر کردن مولفه رفاه اجتماعی (social welfare) به عنوان جایگزین هدف بیشینه سازی تولید انرژی برقابی در توسعه یک مدل بهینه سازی بهره بردار مخزن مد نظر قرار گرفته است. این شاخص مجموعه مازاد سود مصرف کننده و تولید کننده می باشد که حداکثر سازی آن به عنوان هدف مطلوب مورد توجه قرار گرفته است. شاخص رفاه اجماعی یک شاخص ترکیبی از میزان کمیت کالای تولیدی نظیر آب یا انرزی برقابی و رفتار تولید کننده و مصرف کننده این کالا می باشد. این مولفه اقتصادی می تواند ارزش بازار انرژی برقابی را نمایندگی نماید. به منظور بسط این نوع از تابع هدف تعیین
تابع تقاضا و تابع عرضه انرژی ضروری است. بنابراین مساله تحلل تبع تقاضای انرژی در این راستا اهمیت یافته و در این مقاله ارزیابی شده است. سپس فرمول بندی یک مدل بهینه سازی بهره بردرای مخزن که در آن توابع تقاضا و تولید انرزی به عنوان توابع معرف شاخصهای اقتصادی از طریق
شاخص رفاه اجتماعی صریحا در مدل لحاظ می شوند، پیشنهاد گردیده است. تحلیل تابع تقاضای امنرژی با استفاده از چند روش انجام گردید. در روش اول آمارهای مصرف و قیمت برق در بخشهای خانگی دربین سالهای 79-75 بررسی و در نهایت واکنش مصرف کننده به قیمت های مختلف (با حذف اثر تورم) به دست امد. در روش دوم با بسط رابطه ریاضی رگرسیون لگاریتمی بین متغیرهای مصرف سالیانه، آب ورودی به سدها و قیمت متوسط برق، کشش تابع تقاضای برق ارزیابی شد. و نتیجه بدست امده با نتایج تحقیقات انجام شده در قبل کنترل گردید. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که کالای برق درکشور ایران کالایی بسیار کم کشش است و مصرف کننده نسبت به تغییر قیمت ها واکنش منطقی نشان نمیدهد. علت اصلی این امرمی تواند در عدم آگاهی مصرف کننده نسبت به قیمت این کالا و غیر واقعی بودن تعرفه قیمت انرژی ارزیابی شود.