بخش عمده سطح هر شهر از کاربری مسکونی تشکیل شدهاست. اینگونه کاربری از گذشته تا کنون تحت تأثیر عوامل متعددی بوده است. ازجمله این عوامل میتوان به نقش جغرافیا و فرهنگ بر نحوهی شکلگیری مسکن در هر شهر اشاره کرد. در این پژوهش سعی بر این است مفاهیم معماری و سازماندهی فضایی خانههای تاریخی قزوین مورد مطالعه قرارگیرد. که در این زمینه تأکید بر روی
عناصر ارتباطی میباشد.پرسشهای این پژوهش عبارتند از اینکه آیا عناصر هویت بخش
معماری بومی خانهها از الگویی یکسان پیروی میکنند؟ و آیا عامل فرهنگ نیز در کنار عامل جغرافیا بر نحوه شکلگیریاینعناصر تأثیر داشته اند؟ جامعه آماری این تحقیق شامل
خانه یزدیها،
خانه بهشتی،
خانه خطیبی،
خانه بهروزی،
خانه اسدی شهر قزوین میباشد. دراین بررسیازروشتحقیقتوصیفی – تحلیلی استفاده شده و شیوه گردآوری دادههاروش اسنادی براساس مطالعات کتابخانهای و استفاده از مقالات و سایتهای اینترنتی مربوطه وهمچنین مطالعات میدانی به صورت حضور در مکان و مشاهده مستقیم است. چار چوب نظری تحقیق بر این نکته استوار است که جغرافیا و اقتصاد تأثیر مستقیمی بر شکلگیری خانههای تاریخی داشته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که عوامل جغرافیا و فرهنگ نقش انکارناپذیری بر نحوه شکلگیری
عناصر ارتباطی خانههای تاریخی قزوین دارند، همچنین عناصر مشابهی در معماری این خانهها وجود دارد که میتوان دلایل مشخصی برای ایجاد هریک از آنها برشمرد