بررسی تعامل مسیر حرکت کاروان های عزاداری و کالبد شهر نمونه موردی: شهر ابرکوه abstract
از دیرباز آیین های عاشورایی در بین مردم ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است،مردم ابرکوه نیز به عنوان عضوی از این خانواده بزرگ به اقامه این آیین ها مقید بوده و هستند، علی رغم بسیاری از فعالیتهای عبادی در ظرف مکانی ثابت می گنجد بسیاری از آیین های ماه محرم در این شهر در بطن محلات و شاهرگ کوچه ها و گذرها جریان دارند ،با توجه به این واقعیت انتظار می رود در گذر زمان تعاملی دوطرفه بین این نمایش و صحنه اجرای آن برقرار بوده باشد. در این پژوه با تحلیل داده های مستند و میدانی روند شکل گیری این مسیرها از آغاز به همراه عناصر شکل دهنده آنها مورد بررسی قرار گرفته و بر پایه این تحلیل ها فرضیاتی مطرح شده است . به طور کلی مسیر حرکت کاروانهای عزاداری در سیر تاریخی شکل گیری آن در ابتدا بر پایه ای عام محور شکل گرفته سپس متاثر از قدرت خان سالارهای منطقه و تسلط آنها این مسیر در کالبد محلات خان نشین توسعه یافته و پس از انقلاب اسلامی و افول قدرت خان سالارها شاهد منشعب شدن هیأت های زیرمجموعه هیأت های بزرگتر و استقلال آنها هستیم تا جایی که در دهه 80 توان اقتصادی و نفوذ محلات منشعب شده از محله مادر خود نیز فراتر رفته و در سطح شهر به عنوان نقاط تعیین کننده مطرح می شوند. در اواخر دهه 80 جمعیت شهر در قشر بزرگسال که عضوی از هیأتهای عزاداری هستند افزایش می یابد و بخشی از شهر که سال های متمادی صحنه حضور کاروان های عزاداری بود کارکرد خود را در این ایام از دست داده و بدون هیچ تدبیری از مسیر حذف می شود. این موضوع نقش موثر هیات را در تغییر کالبد شهر به نمایش می گذارد.