عملکرد صحیح لرزه ای یک سازه مستلزم آن است که مقاومت قابل دسترسی و ظرفیت های تغییر شکل اعضا بیش از نیازهای تحمیل شده به سازه بر اثر زمین لرزه باشد. باتوجه به رفتار سازه در زمان وقوع زمین لرزه، ارزیابی عملکرد آن باید توسط تحلیل تاریخچه زمانی غیر خطی و با استفاده از زمین لرزه های منتخب صورت گیرد. این در حالی استکه تحلیل های پیچیده بجز در موارد خیلی خاص و یا با فرض وجود اطلاعات کافی برای نشان دادن رفتار صحیح سبکلی بار تغییر شکل اعضای سازه ای از نظر اقتصادی توجیه پذیر نمیباشد.
روش ساده تر تخمین مقاومت و تغییر شکل سازه، از طریق تحلیل استاتیکی غیر خطی (Pushover) آن می باشد. در اغلب پژوهش های به انجام رسیده، به منظور تخمین دقت نتایج حاصل از تحلیل استاتیکی غیر خطی از تحلیل تاریخچه زمانی غیر خطی استفاده شده است. در این پژووهش ها تحلیل استاتیکی غیر خطی فقط بر مبنای مود اول نوسان سازه می باشد. این موضوع موجب کاهش دقت نتایج بدست آمده از تحلیل استاتیکی غیر خطی، بویژه برای سازه های بلند (که اثرات مودهای بالاتر حائز اهمیت است)، می شود.
در اینمقاله اثرات مودهای بالاتر در روش تحلیلی مذکور مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور یک قاب خمشی فلزی از ساختمان های گروه SAC (ساختمان 20 طبقه گروه SAC) مطابق روش پوش آور مودال بر مبنای تنها مود اول نوسانی و ترکیب سه مود اول نوسانی تحلیل گردیده و نتایج حاصل با نتایج تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی مقایسه شده اند. نتایج بدست آمده در این پژوهش مبین این مطلب می باشند که اثرات مودهای بالاتر به طرز چشم گیری در دقت نتایج تحلیل ها موثر بوده و نتایج تحلیل استاتیکی غیر خطی بر مبنای سه مود اول نوسانی سازه بسیار دقیق تر می باشند.