پژوهش حاضر سعی دارد با خوانش
تهران بازنمایی شده در سه اثر ادبی به عنوان رتبه ی برگزیده ی جشنواره ی
داستان کوتاه تهران 1393با استفاده از روش تحقیق کیفی و در پی روش گراندد تئوری به بررسی مولفه های شکل دهنده ی معنای
شهر در ادبیات و به طور خاص
داستان کوتاه و درک جایگاه
تهران به عنوان عنصری مهم در ساختار کالبد و عناصر « داستان بپردازد. نتایج پژوهش گویای آنست که
تهران توصیف شده در ادبیات داستانی از چهار مولفه شکل می گیرد که کالبد و عناصر معنای
شهر و نماد و نشانه ی شهری ، سبک زندگی شهری ، شهریشهری متشکل از خیابان ها، اتوبان، سیستم حمل و نقل شهری و چهره ی معماری
شهر نقش پر رنگ تری نسبت به سایر مولفه ها در جهت ایجاد تصویر
تهران در داستان ها داشته است. پژوهش همچنین حاکی از آنست که در این داستان ها
شهر بیشتر به عنوان یک پیش زمینه به گونه ای صوری و از رهگذر نام پاره ای از خیابان ها و مکان ها با شرح کالبد بیرونی و جغرافیای مکان توصیف شده است و داستان به روابط آدم های این
شهر و زیست آنها به گونه ای که
تهران به جزئی جدایی ناپذیر از داستان و محور اصلی آن بدل شود و حذف آن، داستان را به سمت فروپاشیببرد توجه نکرده است