انسان امروزی که در جهانی آشفته و پر هرج و مرج زندگی می کند نیازمند دست یابی به ساختاری در فضای شهری است که بتواند محیطی امن و مطلوب را در فضاهی عمومی
شهر به وجود آورد. پس طراحی فضاهایی که بتواند در آن آرامش برسد و باعث رفاه و آسایش بشود، ضروری است. توسعه ی نامناسب و رشد سریع شهرها بدون تمهیدات و زیرساخت های لازم، پیامدهایی منفی را در بخش های مختلف
شهر به دنبال دارد و در این میان ساماندهی محیط های شهری، از جمله
مبلمان شهری و المان های که از رهیافت های سازنده ی شهرسازی پایدار به شمار می آید، با هدف بهبود کیفیت محیط شهری، امری ضروری است.در حال حاضر اکثر سازمان ها و مراکز دست اندرکار کشور، برنامه ریزی و مکان یابی صحیح
مبلمان شهری را به عنوان یک راهبرد قطعی برای ایجاد محیطی پایدار، مناسب و منطبق بر شرایط بومی تلقی نمی کنند و با عدم برنامه ریزی یا برنامه ریزی ناقص و غیر استاندارد در این زمینه به هرج ومرج بصری و عدم کارآیی این عناصر در محیط های شهری دامن می زنند. از طرف دیگر مبلمان موجود نیز به دلیل مشکلات فرهنگی (تخریب گرایی) و عدم رسیدگی دائمی و مدیریت نامناسب، کاربران را با مشکلات عدیده ای روبه رو ساخته است.همان طور که در بسیاری از فضاهای شهری، انباشت و تراکم زیاد
مبلمان شهری باعث کاهش و کم رنگ شدن هویت و شخصیت
شهر می-شود، همان قدر هم تصور این که فضایی خالی از هر نوع مبلمان باشد، ما را به یاد کوچ و متروکه بودن فضا می اندازد و نشان بی توجهی به آن است. به علاوه به کارگیری مناسب و اصولی
مبلمان شهری موجب برقراری ارتباط بین فعالیت های هم سنخ، نظام دست رسی آن ها و خدمات دهی فضاها شده و نتایجی نظیر افزایش تعداد کاربران و استفاده ی بهینه از کاربری ها با توجه به عملکرد آن ها در پی خواهد داشت.این مقاله که حاصل مشاهدات عینی و مطالعات اسنادی می باشد، به شیوه تحلیلی –توصیفی سعی در بیان صریح موضوع داشته و در نهایت با نتایج کاربردی قصد در ارائه راهکارهای عملی به جهت استفاده صحیح و به جا از
مبلمان شهری برای ایجاد
فضای عمومی آرامش بخش در محیط شهری را خواهد داشت