ادیان الهی بر نقش
زنان در صحنه خانوادگی و اجتماعی تأکید کرده و او را مکمل مردان در نقش آفرینی جهت سیر تمدن بشری می شناسند. مکتب اسلام در پرتو راهنمایی های قرآن و سنت نبوی و عترت رسول مکرم اسلام صلی االله علیه و آله وسلم به زن آن چه را که شایسته ی او بود اعطا نمود؛ و شرایط را به گونه ای فراهم آورد که زن بتواند با حفظ شؤون اسلامی و انسانی و با توجه به استعدادهای به ودیعت گرفته شده، در تمام میدان ها که نیاز به حضور اوست نقش ایفا کند. نقش
زنان اساس وبنیاد هر حرکت در جامعه است، او می تواند جامعه را به سوی ترقی و تمدن هدایت کند، چنانچه مردان می توانند درجهت های مختلف جامعه را رهبری کنند. بنابراین نمی تواند کسی نقش
زنان در بیداری و وحدت اسلامی نادید بگیرد. آن چه که در این بیداری در پیروی از علمای اسلام دیده ها را به سوی خود جلب کرده، تشکیل جمعیت ها و اتحادیه، احزاب وسازمان های اسلامی
زنان در کشورهای اسلامی به عنوان نمادی از فعالیت بیدار سازی آنان است؛ گرچه از نظر ساختار پدیدهای جدید به شمار می آید اما از نظر نهادی به قدمت تاریخ اسلام است. در این مقاله سعی بر این است که نقش
زنان در بیداری و تمدن نوین اسلامی بررسی شود.