اتانازی بیانگر اجرای اعمال بدون درد به منظور خاتمه دادن به حیات افرادی است که از بیماری لاعلاج و بی انتهایی رنج می برند.
اتانازی به دو قسم فعال و منفعل تقسیم می شود. آنچه که در این نوشته مورد تامل است تحلیل و نقد
اتانازی منفعلانه از بعد اخلاق، فقه و حقوق موضوعه و راهکارهای مواجهه با آن می باشد. علیرغم اینکه کلیه ادیان ها، نفس انسان را محترم شمرده و برای انسان عزت نفس قایل شده اند ولی
اتانازی منفعلانه در مقررات برخی از کشورها جنبه قانونی یافته است و در کشورهای اسلامی ، از جمله مقررات ایران به لحاظ ابهام قانون یا سهل انگاری در تنظیم آن و یا عدم توجه به مبانی دقیق فقهی ، شایبه امکان انجام
اتانازی را تقویت می کند. اگرچه برای بیماری های لاعلاج به دلیل بی فایده بودن ادامه درمان ، معالجه و درمان را بر پزشک و بیمار واجب ندانیم در این صورت ترک درمان کهاصطلاحا
اتانازی انفعالی است شرعا جایز و فاقد اشکال میگردد، ولی این امر نمی تواند دلیلی بر موجه تلقی نمودن
اتانازی انفعالی گردد زیرا در اصل
اتانازی فعال و منفعل به لحاظ اخلاقی و ماهیتی هیچ تفاوتی باهم ندارند، و نمی توان با توسل به تفاوت های صوری و ادعایی، مهملی برای جواز اخلاقی اتانازیای منفعل دست و پا کرد. از طرفی با مشروعیت بخشیدن و قانونی شدن
اتانازی منفلانه چه در کشور های اسلامی و غیر اسلامی، حرمت نفس انسان از بین می رود و پتانسیلی برای سواستفاده بوجود می آید و زندگی و حیات ارزش خود را از دست داده و راه را برای خودکشی و دگر کشی سفارشی هموار می سازد و همچنین قبح
قتل نفس را از میان می برد. که در تحقیق حاضر، با رعایت اختصار راهکارهایی جهت مقابله با این مقوله در قالب پیشنهادات تقدیم می گردد.