خلقت بشر بر روی کره زمین اتفاق بزرگی بود. همه چیز طبق روال پیش می رفت. همه چیز خوب خوب بود. غافل از اینکه زمین آبستن فتنه ها و بلاهایی بود . از زمانی که
ابلیس حاضر نشد به امر خدا بر انسان سجده کند و قسم خورد کههمه توان خود را در جهت هدایت انسان به گناه به کار گیرد، دو نهر خوبی و بدی در کنار هم در زمین جاری شد و توازن پاکی ها و خوبی ها و حسنات سال های مدیدی بر هم خورد. انسانیت انسان به چالش کشیده شد. سدی بزرگ در جهتسعادت انسانها قرار گرفت. انسانی که شریف ترین مخلوقات بود، اینک باید هفت خان بسیار سخت را پشت سر بگذارد.سدی به نام
ابلیس و شیاطین انس و جن در مقابل سعادت او قرار گرفته است. مهمترین شخصیت هایی باید شناخته شود و مورد توجه قرار بگیرد ،
ابلیس است. نقش او در زندگی ، اهمیت شناخت او را توجیه می کند. در مقاله پیش رو سعی شدهاز طریق مراجعه به منابع بزرگ و قابل وثوقی چون
قرآن کریم شناخت جامعی از این شخصیت به دست دهیم. سپس با مراجعه به منابع دیگر ادیان الهی، چون انجیل و تورات که از وثوق کمتری نسبت به
قرآن برخوردارند، مقایسه ای صورتدهیم . هرچند این مقایسه خواه یا ناخواه مورد داوری خواننده قرار خواهد گرفت. در این مراجعات به معنای لغوی
ابلیس و تعریف و معرفی اجمالی او و همچنین تفاوت او با
شیطان را بررسی نموده ام.
شیطان را نیز به صورت اجمالی معرفی نموده و پس از این بررسی ها به سراغ منابع
عهدین رفته و مواردی را ذکر نموده ام.