امروزه، چالشهای زیستمحیطی ناشی از توسعه صنعتی و رشد جمعیت در جوامع بشری، محیط زیست انسان ها را با خطرها ی گوناگونی مواجه ساختهاست. توسعه آگاهی نسبت به این مسایل، از مهمترین راهکارهای نجاتبخش بشر از عواقب این چالشها است. از سویی دیگر، معماری، میتواند در جهت رشد و توسعه آگاهی انسانها، نقشآفرین و پیامرسان باشد. پیامهایی ماندگار که دریافت آنها منجر به درک مفاهیم و تجربههای آموزنده میگردد. این موضوع در مدرسه، اهمیت بیشتری پیدا میکند و باید محیط فیزیکی آن به کمک طراحی معماری، بتواند درخدمت یادگیری باشد. امروزه، روی طراحی و اجرای بناهای مدارس با رویکرد پایدار زیستمحیطی ،تاکید میشود. البته، ساختمان سبز، با ساختمانی که پایداری را آموزش میدهد متفاوت است و هر مدرسه پای دار، دارای کالبد آموزنده نیست. بنابراین ضرورت دارد تا یک مدرسه، علاوه بر طراحی با رویکرد سبز، بتواند به کمک محیط کالبدی خود، نقش توسعه دهنده آگاهی در زمینههای زیستمحیطی را نیز داشته باشد. هدف از این پژوهش، تعیین شاخصهای طراحی معماری یک مدرسه پایدار است که محیط فیزیکی آن مدرسه، ابزاری پایدار برای رشد آگاهی در زمینه پایداری زیست محیطی باشد. جمع آوری دادهها به روش کتابخانهای و بررسی نمونههای موردی با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، صورت پذیرفته است. یافتههای پژوهش، حاکی از آن است که
طراحی معماری مدارس پایدار با توجه به شاخصهایی همچون انعطافپذیری هماهنگ با برنامهها، شفافیت در ساختارهای کالبدی، امکان تعامل با عناصر کالبدی، دسترسی به اطلاعات فنی کالبدی، استفاده از مصالح طبیعی، خلق فضاها ی حمایت گر فعالی تها ی زیستمحیطی، تنوع و تعدد در عناصر سبز و تقویت نگرش جهانی، میتواند محیط کالبدی آن مدرسه را به مثابه یک کتاب درسی سهبعدی، به ابزاری برای یادگیری موضوعات زیستمحیطی تبدیل نماید و منجر به حفظ و نگهداری محیط زیست توسط فراگیران در زندگی حال و آینده آنها گردد.