طرح مقوله
مبانی جرم انگاری جرایم به خصوص
جرایم ادبی در حقوق کیفری ایران و تشریح آن در حدود و ثغور لازم مسیله ای است که در این تحقیق بدان پرداخته ایم. در واقع در این پژوهش برآنیم که این مسیله را روشن و شفاف سازیم که آیا
مبانی جرم انگاری جرایم در حقوق کیفری ایران که از قانون اساسی و چهار منبع اصلی (کتاب، سنت، اجماع، عقل) برگرفته شده است و تمامی قوانین مدون توسط قانونگذار با مبانی و احکام شرعی مطابقت داده شده است با واقعیات موجود و آنچه در جامعه اتفاق می افتد مطابقت دارد یا خیر. در واقع تشخیص رابطه ای که کشف روند
جرایم ادبی بر شیوه قانون نویسی و قانون گذاری دارد نیز دارای اهمیت می باشد جرم شناختن فعل یا ترک فعلی معین یا در اصطلاح حقوق جزا جرم انگاری آن رفتار، همواره بر اساس پاره ای مبانی صورت می پذیرد و قانونگذار همواره با درنظر گرفتن این مبانی است که رفتارهای گوناگون را در حوزه حقوق کیفری وارد و ترک یا انجام عملی را مستوجب عقاب و کیفر تشخیص می دهد، اما مبانی
جرایم ادبی معمولا مورد تصریح قانونگذار قرار نمی گیرد و از متن قوانین، معمولا نمی توان اشاره ای صریح به مبانی
جرایم ادبی در حقوق کیفری داشت. اما به طور کلی باید گفت در خصوص اصول و
مبانی جرم انگاری جرایم ادبی اصولی و مبانی وجود دارد که بین کلیه جرایم مشترک بوده، از جمله نگاه قانون گذار به قانون اساسی و احکام صادره در شرع مقدس و فقه اسلامی، دیگر اینکه در خصوص جرایمادبی، پایه و اساس واکنش، بصورت مجازات می باشد و تناسب بین
جرایم ادبی و مجازات آن ها نیز مهم و اساسی است. و در این میان باید کرامت انسانی مجرم که قبل از اثباتجرم، متهم به آن جرم محسوب می شود، رعایت گردد.