امروزه به
مجتمع های مسکونی کشور، اغلب با رویکرد فیزیکی و کالبدی و اینکه چگونه می توان از آن بیشتر بهره برداری را نمود، نگریسته می شود و بعد کیفی داستان مورد غفلت واقع می گردد. در
مجتمع های مسکونی کشور مورد توجه نگرفتن مفهومی تحت عنوان تعلق به مکان، بحران های زیستی و اجتماعی بسیاری را به لحاظ روانشناختی مسلط بر جامعه نموده است. از ابتدا مفهوم تعلق به مکان در گرو نیل به
سرزندگی بوده که این امر در گرو پایبند بودن به اصول و روش هایی می باشد که کریستوفر الکساندر آنها را الگو نامیده است و در قالب زبان الگو، برای این مسایل جواب های قطعی و احتمالی قرار می دهد. تحقیق حاضر به روش میدانی صورت گرفت و دو مجتمع مسکونی ایرداک و آسمان تبریز به عنوان نمونه مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مجتمع مسکونی آسمان تبریز، منطبق تر با ساختار زبان الگوی کریستوفر الکساندر طراحی شده است و نقش قدرتمندتری در ارتباط با شاخص های طراحی ایفا کرده است. بر این اساس می توان ادعا کرد حداقل شاخص های
سرزندگی در مجتمع های مسکونی، شاخص هایی بوده اند که در هر دو نمونه ی مطالعه شده مورد زابقت قرار گرفته اند.