در حالی که اکثر فارغ التحصیلان حسابداری در دهه های اخیر
زنان بودهاند، اما آنها از ایفای نقش های ارشد درشرکتهای حسابداری بازماندهاند. با در نظر داشتن محدودیت های منطقه ای و دیدگاه های متفاوت در رابطه بااشتغال زنان، شانس عدم حضور
زنان در رتبه های ارشد
شرکت های حسابداری تشدید میشود. جنسیت گرایی همچنان به صورت محدود نمودن آرمانها و اهداف
زنان اشاعه می یابد و این امر با شکلدادن رویههای روزافزونانتظارات از
زنان در شرکتهای کوچک و متوسط حسابداری صورت میگیرد. بسیاری از
زنان تمایل دارند بعد از اتمام تحصیلات، وارد بازار کار حرفهای شده و متناسب با مهارتهایشان موقعیت شغلی ایده آلی را در حرفه به دست آورند؛ لیکن تحت تاثیر شرایط نامطلوب درونی )در حرفه( و بیرونی )در زندگی( قرارگرفته و در ارایه دانش و تواناییها و بروز استعدادهای بالقوه خود دچار مشکل میشوند و نمیتوانند تعادل مناسبی در کار و زندگی خویش ایجاد نمایند. در این تحقیق راههایی که
جنسیتگرایی میتواند از بین رود یا تکرار شود، نشان داده میشود تا وضعیت فعلی تحت چالش قرار گیرد و راهکارهای بیشتری برای
زنان جهت پیشرفت در ورود به رتبه های ارشد شرکتهای حسابداری باز شود.