هنر
نمایش ملموس ترین و عینی ترین تصویر بازآفرینی موقعیت ها و روابط انسانی است و این امر ناشی از آن است که
نمایش برخلاف قالب های روایی که به بازگویی رویدادهای گذشته گرایش دارند ، در ابدیت زمان حال جاری است،نمایش به عنوان وسیله بیانی و ارتباطی ، گذشته از داستانگویی و یا ارایه نمونه های وضعیت های اجتماعی از طریق رویدادها ، به میزان قابل ملاحظه ای به بازآفرینی حالت های عاطفی انسان و شرکت دادن تماشاگران در عواطفی که در غیر اینصورت از ایشان دریغ می شد ، می پردازد. رابطه ی میان
نمایش و
فضا می تواند از دو منظر دیده شود: از منظر اول،
نمایش به
فضا و مکان مربوط می شود و از منظردوم،
نمایش را به طور بنیادی پدیده ی فضایی وابسته به تحرک فیزیکی در میان
فضا تشریح می کند. از این رو
نمایش هسته ی هویت اجتماعی و ذاتا موضوعی فضایی است.مکان
معماری متشکل از
فضا و
کالبد به عنوان مهمترین عنصر ساخت شهر در طول تاریخ ایران و جهان بهترین بستر
نمایش بوده است و عرصه ی ایفای نقش بازیگرانی است که هریک به عنوان کنشگرانی از جامعه خود محسوب می شوند.در پژوهش حاضر به بررسی
نمایش و تاثیر آن بر
کالبد و فضای
معماری که در خدمت اجرای
نمایش بوده می پردازیم.روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی و گرد آوردی اطلاعات با استفاده از کتاب های مرتبط و سایت های اینترنتی بوده است و در آخر با بهره گیری از استدلال شهودی و همان طور که از تحلیل ها بر می آید نتیجه می شود که برخی از مفاهیم اصیل
نمایش به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر طراحی فضاها و
کالبد معماری موثر بوده است به گونه ای که این مفاهیم با کانسپت های شکل گیری بنا هم پوشانی دارد.