معماری بناها همواره تابع عملکرد آن می باشد و خلاف آن پارادوکسها زیادی را بهمراه خود پدید می آورد. بهمین دلیل در برخی از مواقع مفاهیم و در برخی دیگر عملکرد فرم و کالبد بنا را تعین می کنند. مراکز علمی و تحقبقاتی بشتر بدلیل عملکرد خود نیاز به فضاهایی در افق و یا در ارتفاع پیدا می کنند که طراح الزاما با تبعیت از عملکرد فرمهای بدیعی را خلق می کند که شاید اگر آن عملکرد جزیی از برنامه فیزیکی طرح نبود،هیچ وقت خود طراح چنین فکری به سرش خطور نمی کرد. در طراحی فضاهایی همچون مراکز تحقیقاتی
نجوم و ستاره شناسی، امری بدیع بنظر می رسد که طراحی بناهای مربوطه از ویژه گیهای خاصی برخوردار بوده و در نتیجه ساختمانی با یک ارتفاع و فرم خاص روبرو خواهند شد. در این تحقیق که ماهیتی توصیفی-تحلیلی داردف نگاهی اجمالی به بناهای مرتبط با بحث
نجوم و ستاره شناسی می باشد که با توجه به بررسی نمونه های داخلی و خارجی، مشاهده می شود که اینگونه فضاها
معماری را، بدلیل عملکرد بسیار حساسی که دارند، تحت تسلط خود گرفته و همه آنها یک وجه مشترکی را به
معماری دیکته می نمایند. در همین راستا حتی مکانیابی و استقرار و حتی نحوه و جهت استقرار بنا نیز تحت الزامات سوژه قرار می گیرد. طی بررسی بعمل آمده در نتیجه گیری تحقیق حاضر در پروژه های مراکز تحقیقاتی که تا به امروز ساخته شده اند، تنوع بسیار کم
معماری و اولویت در الزامات عملکردی بسیار ملموس می باشد.