سعدی، برجسته ترین شاعر در ادبیات غنایی، خداوندگار مسلم
غزل عاشقانه است. او پس از پرورش در آب و هوای شیراز رازآمیز و کسب فضیلت های اخلاقی به بغداد سفر کرده، در نظامیه به تکمیل آگاهی های خود پرداخت، انگیزه آموختن و صیرورت موجب گردد تا مانند جهانگردی ناآرام و پژوهشگر، به بیشترین سرزمین های جهان آن روزگار سفر کند. ساحت های اندیشه سعدی متفاوت است، اما در قلمرو هریک، استادی سخندان می باشد.
غزل عاشقانه با
غزل های دلاویز سعدی به اوج می رسد و
غزل عارفانه با
غزل های شورانگیز و ژرف مولانا جلال الدین و سرانجام در قرن هشتم، حافظ این دو نوع
غزل را درهم می آمیزد و با افزودن چاشنی طنز،
غزل رندانه را پدید می آورد. یکی از مقلدان سعدی،
امیرخسرو دهلوی ملقب به طوطی هندوستان است. سبک عالمانه و منسجم ولی مصنوع خسرو در قصیده ها و آثار منثور او بین ایرانیان که شیفته سبک عراقی بودند، مورد استقبال قرار نگرفت، ولی در هند لااقل مدت سه قرن، تا ظهور ابوالفضل علامی، سرمشق قصیده سرایان و نویسندگان بود.
غزل های عاشقانه امیرخسرو که در طیبات سعدی ریشه دارد، از همان شیوایی و حلاوت
غزل سعدی برخوردار است. امیرخسرو علاوه بر واژگان قافیه، ردیف های اسمی و فعلی، مضمون های عاشقانه را نیز از سعدی وام گرفته، در نتیجه با وجود فاصله زمانی و جغرافیایی نوای بلبل غزلستان ایران از حنجره امیرخسرو طوطی هندوستان به گوش می رسد و این همنوایی بسیار دل انگیز و تامل برانگیز است.