دانش و ظرفیت علمی نیروی کار در هر جامعه، مهمترین و موثرترین عامل در بهره برداری بهینه از منابع مادی و معنوی و اساسا توسعه فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آن جامعه است و از هدر رفتن سایر سرمایه ها از جمله زمان، جلوگیری می کند. بدیهی است که نیمی از همین نیروی انسانی
زنان هستند و توجه به موقعیت
زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا حضور آنها در بخش وسیعی از فعالیت های جامعه، از جمله
مدیریت با تنگناهایی همراه بوده که توسعه یافتگی یک جامعه مرهون تحول در وضعیت
زنان و افزایش
مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه است.هدف از پژوهش حاضر واکاوی نقش
زنان در عرصه
مدیریت است. روش تحقیق بصورت کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختمند ،گروه کانونی و پیشینه تحقیق که از طریق مثلث سازی یافته ها تحلیل شده اند. طبق یافته ها
زنان می توانند در پنج بعد اجتماعی – سیاسی،اقتصادی، سازمانی، فرهنگی و تربیتی نقش موثری داشته باشند.