دروغگویی پدیده فرهنگی و منفی اجتماعی از صفات زشت و ناپسند اخلاقی است که متاسفانه امروزه در بین افراد جامعه بطور شایع مشاهده می شود. از آنجا که فطرت انسان به سمت راستی و راستگویی گرایش دارد و به دنبال حقیقت است لذا
دروغ و دروغگویی را ناپسند دانسته و آن را نکوهش می کند.
دروغ یکی از
آفات زبان است و در فرهنگ اسلامی از گناهان کبیره شمرده شده است.
دروغ گویی عوارض و پیامدهای اجتماعی نامطلوبی دارد؛ برای مثال برخی از صاحب نظران یکی از بزرگ ترین پیامدهای
دروغ گویی را از بین رفتن اعتماد اجتماعی میان افراد، سازمان ها و مردم یا میان مردم و حکومت می دانند ما در این تحقیق سعی بر آن داشتیم که به شکل شناسی پدیده ی
دروغ در حد بضاعت ناچیز علمی خود بپردازیم؛ ابتدا در شناخت عوامل انسانی آن به عنوان مجریان و عوامل وضعیتی آن به مثابه ی بستر رابطه های دروغین کوشیدیم و آنگاه به کمک قالب نظری معینی که در پیش رو داشتیم و با استفاده از چند مفهوم کارآ به
الگوسازی این وضعیت ها نشستیم و با این کار تا حدی به تعیین جایگاه
دروغ در فرهنگ خودی و الگوهای رفتاری آن در روابط اجتماعی خود پرداختیم.