مطالعه و بررسی نقش دانشگاه ها در تغییر الگوی مصرف و رشد کسب و کار به کمک برندینگ abstract
در این پژوهش ابتدا ادبیات برای سازه های پژوهش (تغییر الگوی مصرف ،گرایش کارآفرینانه، برندسازی و رشد کسب وکار، بازاریابی سبز) تدوین نموده که به دلیل چند بعدی بودن مفهوم برندسازی، دو مولفه اصلی آن (جهت گیری برند و منابعبرند) مورد استفاده قرار گرفت. یافته های این پژوهش و بررسی ادبیات مربوطه حاکی از آن است که دانشگاه بر رشد کسب وکار و برندسازی و همچنین نگاه جدید به الگوی مصرف سبز موثر است، و همچنین بررسی ادبیات مربوطه نشان داد کهبرندسازی بر رشد کسب و کار و نیز گرایش کارآفرینانه بر رشد کسب و کار از طریق برندسازی اثرگذار می باشند. نتایج تحقیقعلاوه بر آنکه از جهت نظری حایز اهمیت می باشند و ارتباط بین دو حوزه تغییر نگرش الگوی مصرف و نگاه جدید در اینحوزه که الگوی مصرف بر اساس تولید باشد که خود زمینه ساز رشد عظیم چرخه اقتصادی کشور میگردد. چرا که بیشتر الگویمصرف در کشور های پیشرفته و صنعتی بر اساس الگوی تولید محور بوده و هست و تاثیر برندینگ بر بازاریابی و رشد کسب وکار را برقرار می سازند، همچنین نوع الگوی جدید بر اساس تولید سبز و صنعتی شدن سبز مورد توجه می باشد. از جهتکاربردی نیز می توا ند توجه مدیران و روشنفکران نسبت به زنجیره ارتباطی دانشگاه بعنوان مرکز تولید علم ودارای ساختارفرهنگی تاثیر گذار در جامعه با توجه به جوانی جمعیت کشور راهگشای فعالان بخش کسب و کار قرار گیرد.