معماری از ساخت سرپناه صرف انسان های اولیه آغاز گردیده است و رشد و تحول و تکامل آن تا به امروز ادامه داشته است. این مهم نه تنها پاسخگوی نیازهای اولیه انسان ها بوه، بلکه به تدریج نیازهای مراتب بالاتر تا خود شکوفایی انسان ها را رقم زده است. به بیانی دیگر عینیت و ذهنیت را توامان نموده و از یک عنصر صرفا عملکردی به مفهومی جامع و منحصر به فرد بدل شده که منصه ظهور مذهب، سیاست، اجتماع، فرهنگ و غیره می باشد. در این راستا در این مقاله با تاکید بر دو وجه عینی و ذهنی، (عینیت در غالب معماری و ذهنیت با تاکید بر تزیینات و نقوش هنری) بررسی تطبیقی دو دوره مهم تاریخی را مورد مداقه قرار داده است. در این راستا نگارندگان پیش از بررسی نقوش و تزیینات، ابتدا موضوعات سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی ، هنر و معماری در هر دو دوره تاریخی را مورد مطالعه قرار داده اند تا با نگاهی جامع بستر لازم جهت ارزیابی تطبیقی نقوش و تزیینات فراهم گردد. در ادامه برپایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و به روش تحلیل محتوا، مفهوم تزیینات از دیدگاه نظریه پردازان بررسی شده و نمونه های ارزشمند هر دوره به صورت تفصیلی از لحاظ نقوش و تزیینات مورد مطالعه قرار گرفته است. نتیجه حاصل از این بررسی، علاوه بر شاخص های فرهنگی و هنری مشترک در هر دو دوره، تفاوت های بسیار چشمگیری در شیوه-های معماری، تکنیک های ساخت، مصالح، تزیینات، نقوش و استفاده از خط نگاره ها را نشان می دهد.