احیاء بافت های تاریخی، صحنه نمایش سنت های تاریخی از ورای کالبدهای بی جان abstract
بافت های تاریخی، بخشی از شهرهای امروزی اند که با اندکی تأمل در تار و پود کالبدهای نیمه جانشان می توان به راز چند هزار ساله ای که با خود تا به امروز کشیده اند پی برد. رازی که می تواند گره از ندانسته های فرهنگ تمدن های شهری گذشته مان بردارد و
سنت های گذشته مان را به دست دنیای معاصر بسپارد.این بخش های تاریخی، به مثابه مستندات تاریخی هستند که مخاطبشان را به روابط اجتماعی گذشته توجه می دهند و شهروند معاصر می تواند حقیقت وجودی خود را در آنها مشاهده نماید. نقش مؤثر این کالبدهای تاریخی در درک بصری و تجربه ای بی واسطه نسبت به شواهد دوره های گوناگون تاریخی و دستاوردهای مربوط به آنها را نمی توان نادیده پنداشت اما از آنجا که هر شئ تاریخی برای آنکه بتواند بر محیط زندگی امروز نقشی رنگین و فراتر از یک شئ موزه ای را ایفا نماید، باید در محیطی پویا و فعال قرار گیرد چراکه ادامه حیات و پویایی شهر در دوران معاصر ناگزیر از سازگاری و جوابگویی به نیازهای فرهنگی، اقتصادی و.... شهروند معاصر می باشد. لذا هر چه میزان مشارکت
بافت های تاریخی در فعالیت های جاری بیشتر باشد، امکان بقاء و ماندگاری آنها افزون خواهد شد و این امر میسر نخواهد شد مگر با امر
مرمت و استحکام بخشی به این کالبدهای ناتوان و سپس بهره وری فرهنگی کارآمد از فضاهای
احیاء شده که می تواند این بخش از شهر را از حالت خمودگی و غفلت خارج ساخته و فضای شهری زنده و پویایی را به جریان بیندازد. این مقاله سعی خواهد داشت از طریق معرفی
بافت های تاریخی و ذکر ویژگی های آنها و همچنین استفاده از
تجارب جهانی مرمت بافت های تاریخی در کنار تئوریها، منشورها و مصوبات جهانی
مرمت شهری، ارائه طریق نموده و به هدف مطلوبی که همانا
احیاء و باززنده سازی
بافت های تاریخی است، دست یابد. با نیل به این هدف، می توان بخش های بدون استفاده ای را که هم اکنون به عنوان معضلات اجتماعی در شهرها مطرح می شوند و مهمترین دغدغه مسئولان به شمار می روند را به ارزش تبدیل کرده و پیام فرهنگ و
سنت را از گذشته به معاصر و آینده به بهترین نحو، انتقال داد.