از سال های 1320 که فناوری جدید استحصال آب جایگزین روش هماهنگ استحصال آب زیرزمینی یعنی
قنات شد و هنگامی که همگان در کارایی سیستم جدید حفر چاه به شگفت آمده بودند توسعه منابع آب های زیرزمینی در فلات مرکزی کشور برپاشنه آب کاریز نچرخید. بلکه بر مبنای آب چاه شکل گرفت و لذا از وضعیت پایدار خویش خارج شد و رشدی فزاینده و لجام گسیخته را به ارمغان آورد. بنابراین شاهد توسعه ناپایدار منابع آب بودیم. توسعه ای که آب را برپاشنه خود چرخاند. از آن به بعد این آب نیست که به توسعه معنا می دهد بلکه توسعه است که برای آب خط و نشان می کشد و بجای نگاهی به درون، دایم نگاهی به اطراف خویش برای رفع عطش دارد. مقاله حاضر به این موضوع می پردازد که گرچه در شرایط فعلی و به اتکای فناوری های جدید، آب نقش کم رنگ تری در تنظیم برنامه های توسعه ای دارد و دیگر درفلات مرکزی کشور توسعه بر پاشنه آب نمی چرخد ولی آب هم نبایستی بر پاشنه توسعه بچرخد. بلکه بایستی تلفیقی موزون از این دو ایجاد گردیده و ارتباط دوسویه ای بین آنها برقرار شود. در این میان برنامه
آمایش سرزمین می تواند نقشی پایه ای در برقراری این ارتباط دوسویه ایفا نماید.