طراحی از گستره موضوعی و زمینه های کاری و حرفه ای متنوعی برخوردار است. این گستره وسیع، به
طراحی جذابیت و آزادی عمل فوق العاده ای می بخشد .
طراحی داخلی، از ظرافت ها و ریزه کاری هایی که هزاران ایده و خلاقیت در خود نهفته دارند، تشکیل شده است که باعث بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت سازی زندگی می شوند. آشنایی با مبانی و اصول
هنرهای تجسمی دانش و بینش ما را افزایش می دهد و در نهایت ما را قادر خواهد ساخت تا ارزیابی بهتری نسبت به پیرامون خود به منظور گزینش اصولی تر داشته باشیم. عناصری چون نقطه، خط، سطح، بافت، حجم و رنگ در مقام ابزار کار، دگرگونی ها و تغیرات در این عناصر از قبیل اندازه، شکل (فرم) ، جهت و تراکم با هدف خلق مفاهیم ذهنی از جمله تعادل، تمرکز، تقارن، تناسب، تضاد و ریتم و سرانجام ابزارهایی همچون مبلمان، روشنایی، پوشش ها و پرده ها در جهت ترسیم فضاهای دوستانه، رسمی، پرنشاط، سرزنده، رویایی، آرامش بخش، اعتماد بر انگیز و یا بی روح و بی احساس در این راستا مورد توجه قرار گیرد.
معماری و
هنرهای تجسمی از عناصر و مولفه های مشترک بسیاری برخوردارند.در
معماری و به خصوص
معماری داخلی حرکت انسان در زندگی مشهود است از طرفی در
هنرهای تجسمی جلوه های مختلفی از حرکت به چشم می خورد.حرکت در
هنرهای تجسمی ممکن است با نقطه و یا خط ایجاد شود و به شکل های مختلفی مطرح گردد.همچنین نقطه و خط را نیز با همین مفهوم می توان در
معماری داخلی به کار برد. هدف از این تحقیق، اهمیت و تاثیر
عناصر بصری در فضاهای داخلی با توجه به تاثیر پذیری جسم و روان انسان از رنگ ، نور و ... می باشد. این مقاله بر آن است به بررسی این عناصر در
طراحی ها و ایجاد فضاهای مطلوب و مناسب و همچنین ارتباط محیط و فضاهای پیرامونی با سلامت تن و روان جهت ارتقای کیفیت زندگی بپردازد