امروزه
ترجمه به لطف زبانشناسی جدید یک شاخه علمی محسوب میشود و از سوی دیگر تجارب و دستاوردهای بزرگان زبان و ادبیات، دستمایه فعالان عرصه
ترجمه قرار گرفته است. بنابراین
ترجمه با استفاده از دو بال نیرومند علم و فن توانسته است به دوران بلوغ و شکوفایی خود نزدیک شده و نقش بسزایی در توسعه علم و ادب این کهن بوم ایفا کند.از دیدگاه زبانشناسی جدید عناصر زبانی از جمله واژگان داستان را می توان به مهره های یک شطرنج تشبیه کرد که هر مهره نقشی خاص را ایفا می کند بطوریکه تغییر در جایگاه هر مهره موازنه روابط موجود در شبکه زبانی را بر هم میزند. هنگامیکه عناصر زبانی در بافت ادبیات و فرهنگ واقع می شوند شکل پیچیده تری به خود می گیرند. در این بافت کلامی عناصر زبان از جمله واژگان وسیله و ابزار گفتگو محسوب نمی شوند بلکه در اینجا خود هدف نویسنده یا شاعر واقع میشوند.فاولر )Roger Fowler( نظریه پرداز حوزه منظورشناسی )1( معتقد است که هرچه نویسنده انجام میدهد از طریق زبان است )Fowler,1989:48( بنابراین از طریق بررسی زبانشناختی، نشانه شناختی زبان و
عناصر داستان می توان به ویژگیهای ادبی داستان دست یافت.