بر اثر
زلزله آبان ماه 1396 در غرب کشور، بخش عمده ای از ساختمان های شهرستان
سرپل ذهاب تخریب شد و مردم به کمک مسئولین درچادرها و کانکس ها اسکان موقت یافتند. تجربه عدم رضایت بیش از نیمی از آسیب دیدگان پس از
بازسازی در
زلزله های بم، قشم و لرستان، نشان دهنده کاستی ها و اهمیت توجه به مساله ی
زلزله فراتر از ویژگی های کمی می باشد. ضرورت پژوهش حاضر توجه به ابعاد روانی ساخت مسکن برای کاهش هزینه های بعدی و افزایش رضایت مردم است. در این زمینه نخست به نظریات موجود در باب نیازهای انسانی و بررسی نمونه های
بازسازی شده ی مسکن در ایران در کنار میزان توفیق این ساختمان ها در ایجاد رضایت روانی و کالبدی برای آسیب دیدگان می پردازیم و سپس با بررسی تجارب جهانی برای یافتن نقاط قوت آن ها درکنار رسیدگی به خواسته ها و نیازهای مردم
زلزله زده به شناخت اصول لازم برای تقرب به مسکن مطلوب دست خواهیم یافت. هدف؛ جلوگیری از تکرار ناسازگاری ها در روند
بازسازی های قبلی و تلاش برای رسیدن به معیارهایی برای ساخت مسکنی مطلوب پس از
زلزله می باشد. روش تحقیق بر اساس راهبرد توصیفی- تحلیلی و تدابیر آن به شیوه ی کیفی و حضور مداوم در شهرستان
سرپل ذهاب می باشد. جمع آوری اطلاعات بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و مشاهده ضمن استفاده از پرسشنامه و نتیجه گیری آن استدلال منطقی است. در نهایت آنچه که حائز اهمیت است بازگرداندن ویژگی هایی همچون آرامش، التیام و آسایش برای آسیب دیدگان می باشد. مفاهیمی که همواره با مفهوم خانه در هم تنیده بوده و علاوه بر تامین سرپناهی برای جسم انسان، درمانی بر دردهای او شوند. توجه به معیارهای زیست پذیری ) livability ( همچون فعالیت ها، معانی، سابقه ی ذهنی، عملکردها و مسائل زیست محیطی از جمله عوامل احصای
سرزندگی می باشند.