اگر باورکنیم که شاهنامه، نامه هزاره های فرهنگ و شهری گری و سرگذشت ما ایرانیان است آنگاه هرگونه پژوهشی در باب این خورشید آسمان ادب پارسی را روادید یافته ایم. آنچه که امروز به نام
حقوق بشر نامآور شده و از شاخههای تنومند درخت
حقوق بین الملل به شمار میرود، از دوران بسیار کهن و پیش از زایش حقوق بین المللی بوده است؛ همه مردمان گیتی نیز خود را در زایش و پرورش و قوام امروزی آن دست اندرکار می دانندو بر مدعای خودگواه ها می آورند. شاهنامه استوارترین گواهان ادب پارسی برای بیان دیدگاه های حقوق بشری پذیرفته شده درایران باستان است. این پژوهش با بهره گیری از روش کتابخانه ای گردآوری دانسته ها، برداشت ایرانیان باستان از بنیادهای حقوق بین المللی که در پیوند با
حقوق بشر هستند را با آن چه که امروزه در قالب مقررات سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های حقوق بشری و معاهدات بین المللی پذیرفته شده است برابرکرده و به محک آزمون زده است. در سرانجام کار و پس از روشن شدن پیشرفتگی خیره کننده ایرانیان در زمینه شناخت و پاسداشت بنیادهای نوین حقوق بشری به گواهی فردوسی بزرگ است که هیچ ایرانی و هیچ آشنا به زبان شیرین پارسی را جای نکوهش نیست اگر دیگر بار به ایرانی بودن و پارسی دان بودن خود ببالد.