سمفونی پاستورال/ آندره ژید

8 آذر 1404 - خواندن 3 دقیقه - 73 بازدید

«سمفونی پاستورال» از آثار کوتاه اما عمیق آندره ژید است که با رویکردی فلسفی، روان شناختی و در عین حال معمایی، تقابل میان مذهب و عشق را در بستری کاملا انسانی و ملموس به تصویر می کشد. ژید در این روایت ظاهرا ساده، پرسش هایی بنیادین درباره اخلاق، مسئولیت، آگاهی و ایمان را پیش می کشد و در سطحی کلان تر، می توان آن را نقدی بر آموزه ها و محدودیت های مذهب کاتولیک دانست؛ مذهبی که در این داستان بیشتر از آن که نیروی رهایی باشد، در لحظه های بحرانی به چالش کشیده می شود.
جدا از محتوای تامل برانگیز و درخشان اثر، ترجمه روان و روایت خوش خوان داستان نقش مهمی در جذب مخاطب دارد. «سمفونی پاستورال» لحنی سیال و زنده دارد و مدام با رو کردن اتفاق های تازه، خواننده را شگفت زده می کند، و همین پیش بینی ناپذیری، همراه با دیالوگ های سنجیده، محکم و تاثیرگذار شخصیت ها، باعث می شود که خواننده نه تنها خسته نشود، بلکه در لحظه لحظه آن درگیر شود و با حس ها و اضطراب های شخصیت ها همذات پنداری کند.
یکی از نقاط برجسته اثر، پرداخت صادقانه و بی پرده ژید به رفتارهای متفاوت انسان ها در برخورد با بحران ها و موقعیت های اخلاقی است. ژید بدون سانسور، پیچیدگی های ذهنی شخصیت ها را نشان می دهد؛ از کشیشی که در مرز میان ایمان و تمنای انسانی سردرگم است تا ژرترودی که از جهان تاریکی به سمت روشنایی می آید و همین روشنایی مسیر دیگری از رنج را برایش رقم می زند.
اما شاید گزیده ترین و دردناک ترین پیام داستان، همان جمله تکان دهنده ای باشد که از دل روایت بیرون می آید: اگر کور باشید، گناهی ندارید؛ اما اگر روزی بینایی بیاید و حقیقت را دریابید، ممکن است در همان لحظه شکست بخورید. ژید با این درون مایه، پارادوکسی تلخ را مطرح می کند؛ نقصی که در ابتدا موجب آرامش، امنیت و حتی نوعی کمال معنوی است، پس از از میان رفتن، به نقطه آغاز زوال روح بدل می شود. آن جاست که خواننده درمی یابد آگاهی، برخلاف تصور رایج، همیشه رهایی بخش نیست و گاهی همچون طوفانی است که وقتی بر زوایای پنهان زندگی می وزد، شادی و آرامش پیشین را بر باد می دهد.


امیرمحمد جودی ثمرین

دانشگاه محقق اردبیلی