بررسی بی ثباتی هیجانی بانوان و تاثیر آن بر خشونت و فروپاشی خانواده (تحلیل دکتر موسوی فرد در بامداد ایلام)

11 دی 1404 - خواندن 6 دقیقه - 10575 بازدید
دکتر موسوی فرد در تحلیل ارائه شده در پایگاه خبری بامداد ایلام گفت: براساس یافته های علمی می توان گفت اکثر نابهنجاری بانوان مرتبط به دوران کودکی، عدم جامعه پذیری صحیح و عدم آمادگی نقش پذیری آنان برای آینده است. شناسه اصلی چنین افرادی این است که اکثرا مدعی اند و مظلوم نمایی می کنند.

خانواده، به عنوان نهادی بنیادین در ساختار اجتماعی، نقشی تعیین کننده در شکل گیری شخصیت و کنش های فرد ایفا می نماید. دکتر سیدمحمدرضا موسوی فرد، استاد حقوق کیفری و جرم شناسی، مستند به آثار علمی خود در این حوزه تاکید دارند که هرگونه بی ثباتی مادر در این نهاد، می تواند پیامدهای ناگوار اجتماعی در پی داشته باشد.از منظر این جرم شناس، یکی از عوامل تهدیدکننده ثبات خانواده، وضعیت هیجانی ناپایدار در بانوان است. تجربه نوسانات شدید عاطفی، فرد را در گردونه ای از احساسات متلاطم گرفتار می سازد که آرامش محیط خانواده را دستخوش آشفتگی می کند.



به باور ایشان، این دگرگونی های خلقی که ریشه در زمینه های زیستی، روانی یا فشارهای محیطی می تواند داشته باشد، اگر به درستی مدیریت نشود، به عاملی برای دگرگونی فضای عاطفی خانه تبدیل می گردد. در تحلیل جرم شناختی دکتر موسوی فرد، چنین بی ثباتی هایی به صورت بالقوه می تواند بستر بروز تعارضات ژرف تر و حتی خشونت را فراهم آورد.ایشان در تشریح این موضوع یادآور می شوند که عواملی چون دگرگونی های هورمونی، چرخه های طبیعی بدن و تنش های روزمره، بر حالت های هیجانی تاثیر گذاشته و می توانند بانوان را در موقعیت های حساس، مستعد تصمیم گیری های زودگذر و احساسی نمایند. وقتی این شرایط با حمایت کافی اجتماعی یا آگاهی از شیوه های رویارویی سازنده همراه نباشد، تنش در پیوندهای خانوادگی فزونی یافته و به خطری برای انسجام این نهاد بدل می گردد.این استاد دانشگاه اشاره دارند که شرایط اجتماعی و فرهنگی، از جمله دشواری های اقتصادی، انتظارات نقش های سنتی یا محدودیت های نهادی نیز بر شدت این نوسانات می افزایند و بانوان را به واکنش های تندتر سوق می دهند؛ واکنش هایی که در نهایت به صورت کشمکش های پیاپی در حریم خصوصی خانواده پدیدار می شود.از دیدگاه این جرم شناس، این گونه رفتارها که ریشه در دوران کودکی مادران دارد، در بسیاری موارد پیش درآمدی برای رفتارهای خشونت آمیز یا گسست پیوندهای خانوادگی به شمار می رود. وی اعتقاد دارد وقتی کنش های احساسی در خانواده از حالت قابل پیش بینی خارج می شود، اعتماد متقابل میان اعضا رو به فرسایش می گذارد.



دکتر سیدمحمدرضا موسوی فرد در جایگاه یک جرم شناس توضیح می دهند که در چنین فضایی، همسر و فرزندان در محیطی آکنده از ناامنی روانی پرورش می یابند. این حس ناپایداری به سستی پیوندهای عاطفی انجامیده و احتمال دوری یا جدایی را افزایش می دهد؛ پیامدی که ایشان از آن به عنوان نشانه ای هشداردهنده برای فروپاشی کانون خانواده یاد می کنند.در موارد حادتر، این نوسانات هیجانی می تواند به مشاجرات شدید و خشونت بار بینجامد، زیرا دگرگونی ناگهانی خلق و خو، چه در قالب پرخاشگری و چه در شکل انزوا ظاهر شود، چرخه ای از رنج را برای تمامی اعضای درگیر پدید می آورد.به باور دکتر موسوی فرد، فرزندان در خانواده های ناآرام، بیشترین آسیب را متحمل می شوند. این پژوهشگر جرم شناسی بر این باور است که نوسانات عاطفی والدین می تواند الگوهای رفتاری ناسازگاری را در کودکان درونی سازی کرده و آینده آنان را با چالش های رفتاری و اجتماعی روبرو سازد. از این نگاه، این فرآیند به نوعی انتقال آسیب از یک نسل به نسل دیگر تعبیر می شود.



برای گسست این چرخه معیوب، دکتر موسوی فرد بر آموزش مهارت های مدیریت هیجان تاکید می ورزند. به عقیده ایشان، مشاوره خانواده و پشتیبانی روان شناختی ویژه می تواند به بانوان در تنظیم کارآمدتر واکنش های خود یاری رسانده و همسران نیز با درک عمیق تر شرایط، در کاهش تنش ها نقش آفرینی نمایند.این استاد دانشگاه همواره بر این اصل پای فشرده اند که پیشگیری و مداخله به هنگام، بسی سودمندتر از درمان پیامدهای یک بحران است. دکتر موسوی فرد بر این واقعیت اشاره دارد که قوانین و سیاست های اجتماعی نیز می بایست پشتیبان خانواده ها باشند. ایشان باور راسخ دارند که تمرکز بر آموزش و توانمندسازی بانوان، از بروز بسیاری از خشونت ها و فروپاشی های خانوادگی پیشگیری می کند.

نتیجتا، در جمع بندی این دیدگاه های علمی می توان گفت که بی ثباتی هیجانی در بانوان (عمدتا ریشه در خانواده های بانوان دارد)، اگر نادیده گرفته شود، توان آن را دارد که بنیان خانواده را سست کند. این پدیده چندبعدی که آمیزه ای از عوامل درونی و بیرونی است، می تواند به خشونت، گسست خانوادگی و انتقال آسیب به نسل آینده بیانجامد.بر این باورند که در این مسیر، بهره گیری از راهکارهای آگاهانه، پیشگیرانه و حمایتی، بهترین مسیر برای پاسداری از سلامت خانواده و در گستره ای وسیع تر، سلامت جامعه به شمار می آید.

قابل دسترسی در پایگاه خبری ایلام بامداد: https://ilambamdad.ir/42956