در میانه طوفان: "جامعه شناسی فاجعه" اثر برایان ترنر کتابی که فاجعه زمانه ما را می شناسد

15 دی 1404 - خواندن 5 دقیقه - 177 بازدید


در روزگاری که جنگ، تحریم، ناامنی اقتصادی و بحران های محیط زیستی همچون ابرهایی تیره بر آسمان ایران سایه افکنده اند، خوانش کتاب هایی که ریشه های فاجعه و پیامدهای آن را واکاوی می کنند، نه تنها ضروری که نجات بخش است. «جامعه شناسی فاجعه» اثر برایان ترنر یکی از آن آثار نادر است که نه تنها به توصیف فجایع تاریخی می پردازد، بلکه مفهوم «آگاهی از فاجعه» را به ما می آموزد؛ آگاهی ای که می تواند در مواجهه با بحران های کنونی ایران، همچون چراغی راهنما باشد. ترنر در این کتاب نشان می دهد که فاجعه تنها یک رویداد طبیعی یا سیاسی نیست، بلکه فروپاشی سیستماتیک نهادهای اجتماعی و سیاسی است که جامعه را تا مرز فروپاشی پیش می برد. در شرایطی که ایران با چالش های چندلایه ای مواجه است، این بینش می تواند به ما کمک کند تا ریشه های بحران را عمیق تر بفهمیم.

ترنر در فصل های مربوط به استعمار و نسل کشی، با نگاهی تیزبین نشان می دهد که چگونه نظام های سلطه گر با بهره کشی از منابع انسانی و طبیعی، فجایع طولانی مدتی را رقم می زنند. او تاکید می کند که استعمار تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه ساختاری فاجعه بار است که تاثیرات آن تا نسل ها ادامه می یابد. برای خواننده ایرانی، این بخش از کتاب می تواند یادآور تجربه تاریخی مداخلات خارجی، تحریم های فلج کننده و اشکال نوین بهره کشی باشد که امروز جامعه ایران را تحت فشار قرار داده اند. ترنر به ما یادآوری می کند که فجایع استعماری همواره برای مستعمره ها ویرانگر بوده، اما برای استعمارگران سودآور. این نگاه انتقادی، ما را به بازخوانی رابطه قدرت در جهان امروز و تاثیر آن بر ایران دعوت می کند.

در فصل «اقتصاد فاجعه»، ترنر به تحلیل رابطه ناگسستنی بین بحران های اقتصادی و فجایع اجتماعی می پردازد. او با بررسی رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ و بحران مالی ۲۰۰۸، نشان می دهد که چگونه سرمایه داری بی قید می تواند به ابزاری برای تولید فقر، نابرابری و بی ثباتی تبدیل شود. برای ایرانیانی که با تورم افسارگسیخته، بیکاری فزاینده و شکاف طبقاتی روزافزون دست وپنجه نرم می کنند، این فصل از کتاب همچون آیینه ای است که بازتاب دهنده واقعیت های اقتصادی جامعه خودشان است. ترنر هشدار می دهد که اقتصادهای وابسته به منابع طبیعی (مانند نفت) می توانند آسیب پذیری جوامع را در برابر فجایع تشدید کنند؛ هشداری که برای اقتصاد ایران به شدت مرتبط است.

فصل «جنگ: آبشار فجایع» یکی از تامل برانگیزترین بخش های کتاب است. ترنر در این فصل به بررسی پیامدهای جنگ های مدرن می پردازد و تاکید می کند که در جنگ های امروزی، غیرنظامیان قربانیان اصلی هستند و خشونت هایی مانند تجاوز سیستماتیک به عنوان ابزاری برای نابودی فرهنگی و اجتماعی به کار می روند. برای جامعه ایران که در منطقه ای جنگ زده زندگی می کند و همواره در معرض تهدید درگیری های گسترده است، این فصل از کتاب نه تنها روشنگر پیامدهای ویرانگر جنگ است، بلکه بر اهمیت صلح و دیپلماسی به عنوان تنها راه برون رفت از چرخه خشونت تاکید می کند. ترنر خاطرنشان می کند که جنگ های جدید اغلب به بحران های ثانویه مانند قحطی و بیماری دامن می زنند؛ واقعیتی که در خاورمیانه امروز به وضوح قابل مشاهده است.

در فصل پایانی، ترنر به مفهوم «امید آرمان شهری» می پردازد و این پرسش اساسی را مطرح می کند: آیا پس از فاجعه، امیدی برای بازسازی وجود دارد؟ او با نگاهی به جنبش هایی مانند «وین سرخ» نشان می دهد که چگونه جامعه ها می توانند حتی در تاریک ترین لحظات، با تکیه بر همبستگی اجتماعی و برنامه ریزی عادلانه، راهی به سوی آینده بیابند. برای ایرانیان که در میانه چالش های کنونی، گاه دچار احساس ناامیدی و یاس فراگیر می شوند، این بخش از کتاب پیام آور امید است: امید به اینکه فاجعه می تواند پایان نباشد، بلکه آغازی برای بازاندیشی و بازسازی باشد. ترنر یادآور می شود که عدالت بین نسلی و مسئولیت در قبال آینده، سنگ بنای هر تحول مثبت است.

«جامعه شناسی فاجعه» تنها یک کتاب دانشگاهی نیست؛ راهنمایی است برای زیستن در عصر فاجعه. برای خواننده ایرانی که هر روز اخبار جنگ، تحریم، خشکسالی و ناآرامی های اجتماعی را دنبال می کند، این کتاب فرصتی است برای درک عمیق تر ریشه های بحران و یافتن راه حل هایی مبتنی بر آگاهی و عدالت. ترنر به ما می آموزد که فاجعه را نه به عنوان تقدیر محتوم، بلکه به عنوان فرصتی برای بازسازی جامعه ای انسانی تر ببینیم. در روزگاری که سایه فاجعه بر جهان و میهن ما سنگینی می کند، خوانش این کتاب می تواند نخستین گام برای تبدیل آگاهی به اقدام باشد.