نگاهی اجمالی بر رابطه میان مولفه سیاستگذاری و نظارت دولتی

24 دی 1404 - خواندن 3 دقیقه - 84 بازدید





میان مولفه سیاستگذاری رسانه و نظارت دولت در حوزه رسانه رابطه مستقیم وجود دارد. در جایی که دولت نقش زیادی در سیاستگذاری جامعه بازی می کند، احتمالا احزاب از ریشه های اجتماعی عمیق و اثرگذاری قوی برخوردار خواهند بود؛ همچنین ممکن است برعکس این نیز اتفاق بیافتد، در صورت قوی بودن احزاب، ممکن است اقدام همه جانبه به وسیله دولت، ابزار مطلوبی برای حل مسائل اجتماعی باشد. منطقی است که در مواردی که امور سیاسی نقشی محوری در حیات اجتماعی دارد و احزاب نقشی محوری در فرایند تصمیم سازی جامعه بازی می کنند، باید اثرگذاری حوزه سیاسی بر رسانه ها قوی و سطح سیاستگذاری ها بالا باشد. 

باید به منشا سیستم رسانه ها و سیستم سیاستگذاری توجه شود و برای درک عملکرد سیستم های رسانه ای، تاریخچه پیشرفت و توسعه هر دو را باید دنبال کرد. سیستم های رسانه ای به همان اندازه سیستم های حزبی، به واسطه همان تضادهای اجتماعی و نهادها و الگوهای فرهنگی برآمده از آنها شکل گرفته اند. این به آن معنی نیست که گذشته کاملا تعیین کنند حال است یا هیچگونه تغییری در طول زمان رخ نمی دهند، بلکه به این معنی است که روابط مشخصی بین الگوهای تاریخی در آغاز مدرنیته و الگوی سیستم های رسانه ای غالب امروزی وجود دارد.

تغییرات ساختار اقتصادی و سیاسی همراه با تاثیر فناوری و تجاری سازی سیستم های رسانه ای به خصوص از دهه ۱۹۸۰ تاکنون باعث ایجاد فرایند همسان سازی شده و تنوع سیستم های رسانهای که در یک کشور خاص در قرن بیستم رایج بودند را از میان برده است. این فرایند همسان سازی عمدتا تضعیف روابطی است که از لحاظ تاریخی رسانه های سیستم های تکثرگرای قطبی و صنف مدار دموکراتیک را با احزاب سیاسی و گروه های اجتماعی سازمان یافته، پیوند می دهد. همچنین این تغییرات باعث تغییر گرایش به سمت ساختارهای تجاری و رویه های حرفه ای بی طرف در رسانه می شود که از مشخصه های سیستم لیبرال است و گرایش به سمت سیستم لیبرال به وجود آمده است. تفاوت هایی که بین این سیستم ها گفته شد، دائمی نیستند و محدودیت ها و گرایش هایی در حال ظهور هستند که این تفاوت ها را یا از بین خواهند برد و یا بیشتر خواهند کرد. بنابراین باید در پیش بینی نوع سیستم رسانه ای به صورت غلبه کامل یک مدل محتاط بود.