بررسی عرضه و رضایت مخاطبان از محتوای تولیدی

24 دی 1404 - خواندن 3 دقیقه - 84 بازدید





دانشگاه پیام نور (همه مراکز) 



تمایز بین عرضه و رضایت مخاطبان نشان میدهد که بازارهای رسانه ای مانند بازار کالا نبوده و برخلاف کالاها، قابل تعویض نیستند. دو محتوای خبر مانند دو کالا هرگز با هم رقابت نخواهند کرد مگر این که شنونده براین گمان باشد که این دو گفته آنقدر جایگزین های نزدیکی هستند که بتوان آنها را باهم مقایسه کرد، یا این که باور داشته باشند فرصت و دیگر هزینه های گوش دادن کم است.

 با افزایش گزینه های مختلف در تهیه محتوای رسانه ای، هزینه های گوش دادن به سخنانی که مخاطب گمان ندارد رضایت او را به همراه داشته باشد، بیشتر می شود. در مثال می توان گفت، مصرف کننده در واقع، حق انتخاب دارد که ردیف های سوپرمارکت با کالاهای مختلف را بازدید کند یا یک راست به فروشگاههای مخصوصی برود که کالای مورد نظرش را فراهم می کنند. اگر آن محتوایی که سیاست تنوع در رسانه به وجود آورده است، تنها توجه مخاطبان را بین فروشگاههای تخصصی متعدد پخش کند، احتمال این که مخاطبان دارای یک فرهنگ رسانه ای مشترک باشند، کمتر می شود. ایده ال نظریه جمهوری خواهی مدنی، مدل فروشگاه تخصصی را رد می کند. مدل ایده آل، تنوع بیان است که بیشتر بودن آن، سبب از هم پاشیدگی همگونی محصولات می شود اما الگوهای رایج مصرف را از بین نمی برد. بر اساس این دیدگاه ، هدف تنوع باید افزایش عرضه گفته های غیر قابل تعویض باشد که به این طریق، تحمل شهروندان نسبت به تفاوت ها بیشتر شده و آنان قرابت بیشتری با یکدیگر پیدا می کنند.

فقط در شیوه های نظارتی جمهوری خواهی پیرو مدت زمان یا اشتراکی نیست که می توان تمایل به سیاستگذاری رسانه ای که فراتر از رضایت مخاطب را در نظر می گیرند، را مشاهده نمود . در رویکرد لیبرال که ارتباط نزدیک تری با استعاره بازار دارد نیز این تمایل دیده می شوند. در ظاهر قضیه، در تنوع محتواء ارزش تفاوت محسوب می شود نه اجماع. با این حال، یک بازار محتوا مستلزم تبادل نظرهاست. سیاست تنوع را می توان تا جایی که مخاطبان خواستار مصرف محتوای گوناگون هستند، ارتجاعی دانست. اما چنانچه مخاطبان تقاضای چنین چیزی را نداشته و از آن اجتناب کنند، بازار محتوا بدون تلاش های پیشتازانه برای عرضه تنوع به مخاطبان قادر نخواهد بود مخاطبان زیادی را جذب کند.

ادوین بیکر در توضیحات خود در خصوص نظریه لیبرال سنتی که زیر بنای استعاره بازار رسانه ای است، شکاف هایی را میان تنوع و بحث های آزاد آشکار می کند. بیکر مانند نظریه پردازان لیبرال سنتی، رقابت بین درکهای متعدد از صلاح جامعه را می پذیرد. وی همچنین خطری که از جانب عرضه تخصصی محتوا متوجه مباحت رقابتی است را تشخیص می دهد. ممکن است مصرف کنندگان از حوزه رقابتی اجتناب کنند و فقط تقاضای محتوایی را داشته باشند که دیدگاه های موجود را تایید می کنند.