ترامپ؛ جنگ یا بلوف؟!

11 بهمن 1404 - خواندن 6 دقیقه - 1614 بازدید

بسیاری از تحلیلگران سیاسی، تحرکات و استراتژی های چندین روز اخیر ترامپ را مبنی بر فشار حداکثری تفسیر و تحلیل نمودند؛ فشار حداکثری برای مذاکره!!! اما ترامپ و افکار درون ذهنش را نمی توان به راحتی خواند! ترامپ عادت به سوپرایز کردن دارد،عادت ندارد دستش را برای چه دوست و چه دشمنش رو کند؛ در پس صحبت های ضد و نقیض ترامپ، افکار واقعی اش پنهان است، زبان ترامپ چون آینه ای است که به عمد درست صیقل نخورده و تصویر مشخصی از اندیشه اش به انسان نمی دهد،حتی نزدیکترین افراد به او نمی تواند بفهمند به کدامیک از حرف هایش عمل می کند و به کدامیک پایبند نمی ماند؛ اما با توجه به رفتارشناسی ترامپ؛ در صورت وقوع جنگ (محتملترین گزینه)؛ احتمال می رود در دهه 12 تا 22 بهمن یا عملیات نظامی صورت دهد و یا تصمیم قطعی برای جنگ را در این دهه رقم بزند.(ترامپ به انجام کارهای خاص در تاریخ های خاص علاقمند است) ؛ البته تجربه های گذشته آمریکا در خاورمیانه و نیز تجربه نتانیاهو در جنگ با حماس و تردید در آمادگی کامل، ممکن است، ترامپ را متقاعد سازد حمله را به تعویق بیاندازد ؛ تنها در صورتی به سمت جنگ نخواهیم رفت که جمهوری اسلامی، ذخایر اورانیوم را تحویل داده، برد موشک ها را کاهش داده و باج های بزرگی به ترامپ بدهد؛ در هر صورت با توجه به مواضع جمهوری اسلامی بعید به نظر می رسد که توافقی صورت گیرد مگر اینکه جمهوری اسلامی ترجیح دهد برای بقا، آمریکا و غرب را نیز همچون روسیه،چین و شرق نه تنها در آغوش بگیرد بلکه اینبار تسلیم شده و بهای گزافی بپردازد و شعار نه شرقی نه غربی که تاکنون نصفش را زیر پا گذاشته بود؛ نیم دیگرش را هم به باد خاطرات فراموش شده بسپرد و بگذرد....در چنین صورتی شاید اکثریت مردم از ترامپ انتظار بیشتری در لحاظ کردن منافع مردم ایران داشته باشند؛ چراکه از دیگ مسئولینی که حاضر باشند بخاطر بقا در قدرت، منابع طبیعی و منافع ملت را بعنوان باج و تحت عنوان ایده اقتصادی، پیشکش کنند و منابع انسانی را به هر قیمتی از سر راه برمی دارند، برای ملت هیچ بخاری بر نمی آید.

با وجود اینکه احتمال جنگ و درگیری به مراتب بیشتر از مذاکره است؛ اما ترامپ قبل از آنکه مرد سیاست شود مرد معامله بوده است؛ در صورتی که امتیازگیری از مذاکره برایش بیشتر از جنگ بچربد به سمت توافق خواهد رفت؛ ذکر این نکته حائز اهمیت است که در صورت توافق ترامپ به کم که هیچ به زیاد هم قانع نخواهد بود و امتیازهای بزرگی خواهد گرفت البته شاید صدای امتیازهایی که داده می شود سالها بعد در بیاید( با عناوینی چون: لازم نیست تمامی نکات مذاکرات رسانه ای شود و...)!!! 

تنها موضوع دردناکی که در زندگی مردم ایران تاثیرگذار بوده و هست؛ این است که در هر دو صورت چه جنگ( محتملترین گزینه) و چه باج دهی گزاف؛ تنها دستاوردهای مواضع سیاسی بین المللی، داخلی، اقتصادی و ... اتخاذ شده توسط حکومت ایران در این چندین سال: جنگ، ویرانی، فقر، تخریب محیط زیست، تخریب آثار باستانی ایران، فرار مغزها، پسرفت ایران در زمینه های مختلف، تحریم های کمر شکن، کشتار داخلی و اکنون انتخاب بین دو گزینه جنگ یا باج گزاف دادن است!!!

گرچه ادعا داریم در این چندین سال خاک را به بیگانه نداده ایم اما دستاوردی جز تخریب محیط زیست( خشکاندن زاینده رود، دریاچه ارومیه و...)، تخریب میراث فرهنگی، فراری دادن مغزهایی که می توانستند به آبادی ایران کمک کنند، میلیاردها دلاری که از گلوی ملت گرفته شد و در چاه عمیق غنی سازی ریخته شد و... نداشتیم، وقتی خاکی در دست حاکمانیست که اکثر دستاوردهایشان، با وجود منابع سرشار آن کشور؛ ایجاد جنگ در منطقه، ویرانی و از بین بردن منایع آن کشور و... است؛ یعنی به آن خاک خیانت کرده ایم و خیانت آشنا به خاک وطن، بمراتب نابخشودنی تر از خیانت بیگانه است. از دست دادن خاک فقط از دست دادن گوشه ای از ایران نیست از دست دادن منابع طبیعی و انسانی، جنگل خواری، زمین خواری، تخریب محیط زیست، فروش نفت با تخفیف های بی حساب بچین آن هم در ازای مبادله با کالاهای سطح چندم چینی و.... همه به نوعی خیانت به سرزمین مادریست وگرنه خاک همیشه، سرجایش هست اینکه چگونه از آن استفاده می شود؛ در جهت منافع ملت آن کشور و یا نه به آن ارزش می دهد!!!

کشتار توسط آشنا بمراتب نابخشودنی تر از کشتار توسط بیگانه است. وطن با جانها، منابع انسانی، منابع طبیعی و... درونش ارزشمند است، وگرنه خاک به ذات خود، فقط مشتی خاک است.

جنگ با ملت بی دفاع آن هم توسط کسانی که خود را دولتمردان و حاکمان اسلامی آن ملت می دانند، با گلوله جنگی و..؛ بسیارنابخشودنی تر از جنگ دولتی غریبه با کشوری دیگر است؛ در چنین وضعیتی از خاک و وطن سخن راندن؛ سفسطه ای بیش نیست. خاکی که گوشه گوشه اش، با خون فرزندانش آغشته شده؛ همچون مادریست که در دستهای آلوده ای گرفتار است و از درد فرزندانش، خون جگر می خورد.

تفاوتی نمی کند کجای تاریخیم؛ در چه زمان و مکانی؛ کسانی که با بی تدبیری، ویرانی را برای ایران به ارمغان می آورند خیانتکاران وطن هستند و مایی که در پی آنیم که نشان دهیم همیشه و در تمام اعصار و در کل تاریخ همین بوده که هست:( حکام ظالم و سرکوبگر و ملت های سرکوب شده و ...) هیچ کمکی به تغییر جهان نمی کنیم؛ برای تغییر به تنها چیزی که نیاز نداریم توجیه است ....اگر قرار باشد خود را در قفس محتومیت تکرار تاریخ اسیر کنیم، تاریخمان از گذشته بمراتب تاریک تر خواهد شد ...